X
تبلیغات
نماشا
رایتل

درام

متنهای دراماتیک

سحر ...

تو آمده بودی از راهی دور

و من بی خبر از هر جا

داشتم دنبالت می گشتم

آسمان به آسمان

ستاره های آشنا

و من حیرت زده از دیدار چشمانت

به شب پیش رو فکر کردم

کاش سحری نباشد با ما ...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 10:03 ق.ظ | نویسنده: علی قبچاق شاهی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد