فضای نفس گیر
آدمها:
پیام
باباپیر
جبار
ممی
و
ملوس
صحنه: بیمارستان، مغازه قصابی.
جبار: گفت بو داره. گفتم خب همه بیمارستانا بو دارن. گفت نه یه بوی خیلی بد. گفتم ببین تو یه بیمارستان پیدا کن بوش
خوب باشه، یا چی؟ دست کم بد نباشه، پیدا کن نشونم بده. حالا هر وقت جستی، مثلا، بگو من بهت بگم ایول به
دماغت. ول نکرد. هی گفت و گفت و گفت. دکش کردم. نرفت. زکی. پر رو نرفت. بعضیا رو دارن ها. دیدم رو که
نیس. سنگ پای قزوین. تف به روت بچه.
مخلص کلام دست بردار نبود. از من حاشا او اون اصرار. گفتم دیگه نبینمت ها، برگشته تو روم وایستاده اونوقت به
چرت و پرت گفتن. منم با ده تن پهن انگار، زدم تو جاده لیچار بستن.
پیام: ببین آقا جبار، من و نوع زندگیم یادته که ...
جبار: هنوزم تو گذشته ای ها. هنوزم دوست داری پزش رو بدی ...
پیام: نه، نقلم چیز دیگه ای هست.
جبار: خب لاکردار بجای این همه موس موس کردن یه بار بگو چی؟ مصطفی خب.
پیام: دنبال همینم ببینم چه ریختی بگم قبول کنین آخه.
جبار: حالا تو ببین. پیام خان درسته از بچگی با هم بزرگ شدیم، درسته تو زرنگ خان کلاس درس و اینا بودی و ما رفوزه،
درسته رو جیبای عقب ما همیشه یه کف دست وصله بود و شلوار تو اتوکشیده همیشگی، درسته خیلی از اینا بوده تو
گذشته، اما گذشته چی؟ مونده تو گذشته. فکر نکن هنوزم ما همون دیرفهمیم و ...
پیام: اصلا حرفم اینا نیست، فقط ...
جبار: فقط چی؟ د جون بکن بگو خب.
پیام: من اونجا بودم. تو بیمارستان. حالم خوش نبود. گفتم برم یه سرمی آمپولی چیزی بزنم سر حال بیام. اونجا هواش بد بود.
یعنی نه اولش. قابل تنفس بود. بعد تا سرم بره تو تن ناخوش من، یعنی طول کشید دیگه. سرمه خب. تا تموم بشه حس
کردم هوا آلوده شده.
جبار: همینجا واییستا من روشنت کنم. گفتی چی؟ حس کردم. گفتی دیگه. آها. پس فقط حس کردی. مرد ناحسابی اگه به
حس کردن بود که من کلی حس نامعقول داشتم این همه سال. کو حالا اون حس و حالا؟ ده ساله حس می کنم صغرا،
دختر وسطه سیروس خان عاشق منه، کو اما؟ حرفه تو آوردی رو زبونت این حالا؟ حس کردی که کردی.
پیام: گوش بدی باقی داره. تا سرمه تموم شد، دیدم نفس کشیدن سخته. زدم بیرون. از تخت اومدم پایین زدم بیرون. هوا رو
تا تونستم بردم تو ششام. جگرم حال اومد. نگهبان فکر کرده قصد دارم در برم. راهنمائیم کرد برگردم رو تخت. اونجا. تو
که رفتم بو زیادتر شده بود. گفتم بهش. به نگهبانه. گفت حالت خوب نیست تو! بوی بیمارستان همینه. نتونستم حالیش
کنم بوی بیمارستان نیست و ...
جبار: پس اونم قبول نکرد.
پیام: ...
جبار: خیلی خب. وقتی اون قبول نکرد تو قانع نشدی و اومدی سراغ من؟! عجب.
پیام: قانع نشدم آره. آخه داشت مغزم از هم پاشیده ...
جبار: این بوی چیه؟ 1
پیام: گوشت. دنبه ...
جبار: دنبه ی؟
پیام: انگار بوی دنبه ی ...
جبار: من این بو رو همیشه با خودم دارم. بوی شغلمه. قصاب که باشی همیشه خدا بوی گوشت و دنبه باهاته. وقتی از خونه
بزنم بیرون، یه اس ام اس صاف می آد تو گوشیم. بازش نکنم هم از کی بوده رو خوب بلدم. ممی. خونه اش سر کوچه
است، اما بوی من رو از اون فاصله حس کرده. تو اس ام اسش متلک هر روزه ست. دوست دارم بگم علافی. لاکردار تا
حالا کسی بهت گفته تو این شهر ممی میخوش، نگهبان بیمارستان، بوکش ترین دماغ شهر رو داره؟ نه شنیدی تا حالا؟
پیام: شنیدم ورد زبانشه این جمله، خدا برا کاستن گناهای من این دماغ رو داده با این شغل. خواسته بوی بیمارستان زجرم بده.
جبار: زجرش رو این دنیا کشیده. حالا تو اومدی ور مفت تحویلم بدی و بگی ممی حس نکرد و تو بو رو حس کردی؟ برو
پیام خان. برو دنبال کارت.
پیام: تو چرا یه تماس با این ممی ...
جبار: زنگ بزنم بگم چی؟ بگم بیمارستان بو گرفته؟ بابا جان این رو بگم که از خنده روده برش کردم.
پیام: حالا شما بخاطر حق همسایگی، حق سلام و علیک یا هر چی که خودتون دوست دارین یا با من یه تک پا بیایین یا یه
تماسی چیزی بگیرین.
جبار: فرض اومدم. فرض گرفتم. تماس. فرض بو تائید شد، حالا بگیر فرض، بالاخره چی؟ من ته پیازم، سر پیازم؟ چکاره ام
آخه من؟ اصلا تو چرا راست کشیدی راهت رو اومدی سراغ من؟ به من چی؟ برم اونجا بگن به تو چه چی دارم
جواب بدم؟ بگم قصابا تازگیا کارشناس بوی بد بیمارستانا شدن؟ نه دیگه ...
پیام: تو گوشت بیمارستان رو تامین ...
جبار: خوبه خودت گفتی. بابا من یه قصابم. گوشت بیمارستان با منه نه ریاستش.
پیام: بالاخره یه جای پایی دارین اونجا.
جبار: برم بگم و چیزی نباشه نمی گن گم شو برو دیگه گوشتت رو هم نخواستیم؟ دکم کنن چی بگم؟
پیام: نباید فقط فکر خودمون باشیم که.
جبار: ...
پیام: بحث اینه که بوی بد بیمارستان با این حجم و اندازه طبیعی نیست. این یعنی بیمارستان شهر کوچک ما مشکل بزرگی
داره. باید بدونیم چه خبره. برا رفع این مشکل هم باید با ...
جبار: عجب سمجی تو بچه. عجب رویی داره تو به مولا. آقا جان من یه کاسبم. یه قصاب ساده. اومدم دوزار کاسبی کنم. بذار
به کارم برسم. برو سراغ بقیه. اونا قبول کردن، اگه حالا قبول فرمودن، بلانسبت شما شاید مام خر حرفاتون شدیم و
کرکره دکونمون رو پایین کشیدیم و باهاتون اومدیم. تنها بیا نیستم.
پیام: من دنبال شاهدم. هر چی بیشتر بهتر. خود بیمارستان کسی قبول نکرد حرافام رو. گفتم شما با نگهبان بیمارستان، ممی، و
خیلیای دیگه سلام و علیکی دارین، شاید بخاطر شهر و مردم شهر خواستین بیاین و ...
جبار: شاهد جمع کنم برات؟ عجب.
پیام: برا من نه. بخاطر مردم.
جبار: ببین پیام خان. تو گفتی حق همسایگی و آشنائی دوران طفولیت و اینا. نه من بودم گفتم. حالا توفیری نداره. تو یا من. 2
مخلص این که اگه این حرفا زده شده، پس خوب یادته من کجا و چه ریختی بزرگ شدم. چه ریختی و کجاها کار
کردم و شدم این. کجاها دکم کردن. کجاها پاچه مالیدم. کجاها بخاطر یه لقمه نون یقه گرفتم و درگیر شدم. حالا
خدمت انور جنابعالی باید بگم دوست ندارم این نونی که یه بنده خدایی گذاشته رو دامنم پس بزنم. حالا اگه حالیت
شده هیچ، نشده عارضم خدمتت که من باهات اگه بیام هم شاهد اینایی که گفتی نیستم. بو و فلان. حالا تو برو اگه همه
شاهد شدن، منم نه بعنوان شاهد، بعنوان این که باهات اومده باشم، می آم. حالا اگه کسی باهات همراه شد.
پیام: یکی هست.
پیام: اولش نتونستم بفهممش. حرفاش قاطی پاتی بود. درهم. تکرار که کرد، آخه هی تکرار کرد، تازه دوزاریم افتاد. گفتم این
یارو، دکتره، چیزی فهمیده؟ گفتم بهتره گوش بدم بهش. پرسیدم حرف حسابت چیه تو ول کن من نیستی؟
باباپیر: ترسیدی؟
پیام: جوونم و ...
باباپیر: دیوث ...
پیام: من؟!
باباپیر: مگسام خوب دیوثن ها. برو اون دنیا ببین کیفش بیشتر از این دنیاست یا نه. خرمگس. گفتی جوونی و چی؟
پیام: گفتی ترسیدی گفتم جوونم و جونم رو دوست دارم.
باباپیر: نترس. سنگ کلیه ت که بیفته مرخصی ...
پیام: از کجا فهمیدی من سنگ ...
باباپیر: باور کردی؟
پیام: دارم آخه.
باباپیر: سنگ کلیه رو نگفتم. داری آره. باور کردی من عقلم رو از دست دادم؟ دادم البته.
پیام: شنیدم که ...
باباپیر: دکتر باباپیر دیوونه شده.
پیام: ...
باباپیر: شاخ و دم داره؟
پیام: چی؟
باباپیر: دیوونگی. نداره که. شدم البته. با همه ی اینا تشخیص سنگ کلیه اینقدرام سخت نیست. دو ساعته داری بخودت
می پیچی. دستت رو شکمته. رو تخماته. بذار بازش کنم ...
پیام: چی رو؟
باباپیر: سرمت تموم شده. از همه دیوونه ها کنار بکشی هم از دکترای قاتی کرده کنار نکش. برو.
پیام: کجا؟
باباپیر: بشاش. اومدنی هم برا منم بیار.
پیام: ... 3
باباپیر: آب. تشنه مه. نترس پاشو. پاشو با هم بریم. تو بشاش، منم آب بخورم. بگو آماده کنه. برگشتی بزنه بهت.
پیام: کی؟ چی بزنه؟
باباپیر: مرفین. پرستار باید بهت مرفین بزنه. برو تو. قدرش رو بدون.
پیام: پرستاره؟
باباپیر: اونی که دستته. یکی از بهترین لذتهای زندگی خالی شدنه. خالیش کن. وقتی مثانه ت خوب خالی شه حالت هم بهتر
شده.
پیام: تو چرا اینجایی؟
باباپیر: قراره رئیس شم. قرار بود. حالا گفتن بستری شم باید. گفتن قاتی کردم. کردم البته. تو هم حس کردی نه؟
پیام: من که دکتر نیستم بتونم نظر بدم.
باباپیر: بو. بو رو حس کردی نه؟
پیام: چه بویی؟
باباپیر: تمرکز. تمرکز کن. بوی عفونت همه جا رو گرفته. کل بیمارستان رو. بو بکش.
پیام: بوی خود بیمارستان نیست مگه؟
باباپیر: آره. هست. اضافه داره اما. خوب بو بکش. اینجا بوی بدی پیچیده. فعلا نگو به کسی. وقتش شد بگو.
پیام: چرا اینقدر آهسته؟
باباپیر: سوس ...
پیام: خبریه تو بیمارستان؟
باباپیر: می فهمی.
پیام: به من مربوطه؟
باباپیر: آره.
پیام: بوی شاشم نباشه؟
باباپیر: نه.
پیام: گفتی بهم مربوطه که ...
باباپیر: نه فقط به تو. به همه.
پیام: ای بابا. قصه چیه آخه؟
باباپیر: می گم بهت. حالا دراز بکش.
پیام: همینجا؟
باباپیر: چقدر گیجی. ترسیدی فقط. برو رو تختت و خودت رو بزن بخواب. منم برات ...
پیام: لالایی ...
باباپیر: بیا رو تخت تا منم برات تعریف کنم چه خبره.
ممی: گفتم بو رو من نفهمم کی باید بفهمه؟ این دماغ نیست، سلول به سلول بوگیره. حالا تو گیجگولک خان اومدی خبر از
پخش بوی بیمارستان گفتی به همه! زکی. مردک دماغ تو کجا اینی که من دارم کجا؟ بویی اگه باشه، که هست، بوی 4
خود بیمارستانه. گفتم دوست داشته باشی به تفکیک بگم بوی الکل و بوی کلر و بوی چایی و بوی سرم و بوی پد و
بوی تک تک آشغالای ظرف آشغال کدومن؟ بوی ادوکلن دکترا کدومه. بوی تن عرق گرفته. بوی زخم و خون. بوی
چرک و بوی عفونت. بگم چه فرقی بین بوی یه سرماخورده با یه جراحی شده کلیه دریده هست؟ بابا من استاد این
کارم. برو تو. برو.
ممی: بو؟
پیام: بو.
ممی: شنیدی این دماغ بوکش ترین بینی عالمه؟
پیام: یه چیزایی ...
ممی: شنیدی. ببین رفیق، اسمت چی بود؟
پیام: پیام.
ممی: ببین پیام جان. از همون دوره طفولیت فهمیدم خوب بو می کشه این دماغ ما، خوب. سر کوچه پلو بار گذاشته بود
همسایه بوش تو دماغم بود. سر کلاس هر کی می چسید معلم رو می کرد به من تا بگم کی بوده. دوره سربازی جوراب
نشسته تو خوابگاه دور گردن صاحبش آویخته باید بشه، کی مسئولش بود؟ حاجیت. خلاصه بوکش محله و شهر شدیم.
حالام اگه قرار بود بویی باشه من اولین کسی بودم که باید حسش ...
پیام: درسته اما شاید ...
ممی: شاید؟؟؟ داستان که نگفتم برات، از خاصیت دماغه گفتم ها ...
پیام: فهمیدم.
ممی: گفتی آخه شاید! شاید چی پس؟
پیام: شاید فهمیدی و ساکت ...
ممی: ...
پیام: ساکت موندی. شایدم ...
ممی: دلیل؟ دلیلش چی باید باشه این سکوت؟
پیام: من که نمی دونم.
ممی: پس چرا بلغور کردی حالا.
پیام: گفتم یعنی خودتون بهتر حالیتونه که ...
ممی: گفتی خودم بهتر حالیمه؟ گه خوردی مرتیکه.
پیام: مودب ...
ممی: مودب چی؟ مودب باشم؟ جلو تو؟ تویی که حالیت نیست چی از دهنت در اومده؟ مردک همون اول کار باید می زدم
تو دهنت.
پیام: این همه هوچی گری دلیلش هر چیه، حرفای من دلیلش نیست.
ممی: یعنی خلیم ما؟ همین ریختی یهو داد و بیداد راه انداختیم بخاطر دیوونگی وجودمون؟ یا فکر کردی دلخوشیمون اینه که
گاهی عربده بکشیم؟ نعره درمانی؟! اینا رو تو بیمارستانا داشتیم و خبر نداشتیم ما؟ 5
پیام: دلیلش شاید منفعت باشه، نه؟
ممی: ...
پیام: حساب کتاب. سود.
ممی: ...
پیام: بالاخره این وسط یه چیزایی هست که قبول ندارین بو گرفته کل بیمارستان.
ممی: ...
پیام: حالا فرضا شما بگین بویی نیست، بالاخره چی؟ نهایتش از راه دیگه ثابتش می کنم. اونوقت هی داد بزنین و از کیفیت
دماغتون شعار بدین. من ول کن نیستم ممی خان خوش دماغ.
ممی: ...
پیام: لازم بشه تا تهش برم کنار برو نیستم.
ممی: فرض همه اینایی که گفتی اتفاق افتاد. ربطش به من چیه که باید نگران حرفات باشم؟
پیام: ثابتش کنم این دماغه رو باید بدین یه دکتر خوب عمل کنه. راهش بسته شده. کل شهر حرفشون فردا روز اینه.
ممی: جمع کن کاسه کوزه ت رو آنگول آبادی.
ممی: زدم تو گوشش. با مشت. زدم رو دماغش. خواستم حالیش بشه دماغ کارکردش چیه. گفتم بذار چند روزی پف کنه از
کار بیفته بلکه حالیش بشه به درد نخورش رو باید برید دور انداخت. مردک اومده به من بوکشی یاد بده. وقتی رفت
رفتم سراغ رئیس بیمارستان. باید حرفای اون، چی بود اسمش؟ پیام، باید حرفای پیام بگوش رئیس برسه خب.
باباپیر: گفته بودم. خوبه حالا رضایت داده گردنت رو نشکنه. ببین چکار کرده.
پیام: شکسته نه؟
باباپیر: نه، اما داغون شده دماغت. با این احوال برو.
پیام: تمومه؟!
باباپیر: پیش متخصص. بری بد نیست.
پیام: اصلا به حرفام گوش نداد که.
باباپیر: چی گفتی که.
پیام: گفتم بیا خودت بو بکش.
باباپیر: نیومده.
پیام: نیومده بیمارستان اما گفت بو بی بو. همون اول کار.
باباپیر: اونا حرف آخرشون حرف اولشونه.
پیام: یعنی که بو بی بو؟
باباپیر: تمومه.
پیام: کارمون.
باباپیر: پانسمان بینیت. تازه اولشه. 6
پیام: اینجوری کار جلو نمی ره آخه.
باباپیر: تا حالا سراغ چند تاشون رفتی؟
پیام: همه اونائی که گفته بودین.
باباپیر: هیچکدوم هم قبول نکردن. حدس زده بودم.
پیام: حدس زده بودین و گفتین من برم سراغشون؟
باباپیر: نرفته بودی، هم امروز و هم فردا روز مثلا، ادعاهاشون رو کی باید جمع کنه؟
پیام: ادعاهاشون؟
باباپیر: قصه ی دست جلو رو گرفتن برا پس نیفتادن. قصه شون اینه.
پیام: قصه ما چیه حالا؟
باباپیر: دو راه داریم. راه اول اینه که دوباره باید بری سراغ ملوس خانم ترگل ورگل.
پیام: دکتر ملوس؟
باباپیر: زن دکتر بالانشین.
پیام: فیس و افاده ش حالم رو بهم زد. دوباره برم بازم خیطم کنه؟
باباپیر: لازم بشه ده بار باید بری.
پیام: گفتی بو داره بیمارستان، دیدم حق داری. بردی دزدکی سردخونه رو دید زدم. دیدم مرده روی مرده. گفتی بیماری خاصی
شایع شده. رفتم پیگیر شدم دیدم زدی به خال. گفتی هدف همه شهره. مرگ و میر. گفتم چرا؟ گفتی خودت بهش برسی
بهتره. گفتی دست سازه این ویروس شایع شده، گفتم ممکنه؟ گفتی برو سراغ ملوس. رفتم. نتیجه؟ تهیه لاک خونگی برا
ناخن های صاف رو یادم داد. در مورد بیماری پرسیدم گفت من تخصصم مغز و اعصابه. دکم کرد. دوباره برم بگم چی؟
حالا بر فرض اونی که گفتی، که عاشق دکتر بالانشین، رئیس جدید بیمارستانه، بگیریم درسته، منم اثبات کردم، فرضا
دیگه، یه قصه لیلی و مجنونی چه ربطی داره به مرگ و میر شهروندای این خراب شده؟ چه ربطی داره به قایم کردن قصه
از مردم شهر؟ چه ربطی داره دست ساز باشه این ویروسه؟ حالا فرضا همه درست، من کجای این قصه ام؟! اصلا من رو
سنه نه آخه؟ من داروغه م؟ مفتشم؟ کارآگاهم؟ یه دانشجوی ساده روزنامه نگاری ام تو شهری که نه مجله داره نه
تلویزیون نه رادیو! حتی تو این خراب شده روزنامه جات هم نمی آد از جای دیگه. یعنی که من اگه چیزی حالیم بود
سراغ رشته ای می رفتم که دست کم تو شهر خودم جایی داشت برای کار کردن. یعنی که من حتی اگه بتونم گزارشی
تهیه کنم جایی ندارم چاپش کنم. بیرونش بدم. یعنی که من حتی اگه بتونم تا تهش برم ...
باباپیر: که باید بری.
پیام: چرا آخه لامصب.
باباپیر: پیداش کن. دلیلش رو.
پیام: نتونستم. نتونستم.
باباپیر: رسول.
پیام: ...
باباپیر: قبل تو، قبل این که بیام سراغ تو، تو بیمارستان، رسول رو دیدم. بهترین رفیقت بوده. اومد سراغم. گفت سرما خوردم.
گفتم بدتر از سرماخوردگی هست اینی که داری. گفتم ویروس جدیدی هست. بردم نشونش دادم. لاشه آدمایی که 7
مرده بودن. باور نکرد اولش. بو داشت خفه ش می کرد. گفتم بوی ایناست. نجنبیم کل شهر رفته به جهنم. گفتم باید
بتونی فاشش کنی. گفتم حسنش اینه همه که فهمیدن روسای جدید رو می ذارن تو منگنه. وادارشون می کنن برن دنبال
درمان. گفتم باید صدای من باشی. گفتم دیرم هست حالا. برا تک تک سوالاش جواب دادم. رفت. وقتی دوباره
دیدمش با پای خودش نیومده بود. گفتن سکته کرده، من اما خون جاری از گوشش رو دیده بودم. بعیده دوست داشته
باشی خونش پایمال شه.
پیام: ...
باباپیر: باورش برا خود منم سخت بود. اون اولش. با خودم گفتم اگه حدسم درست نباشه چی؟ ریاست بیمارستان پر! چند
روزی مقاومت کردم. دیدم نه. خوره شده رفته تو جلدم. جانم. روح و روانم شده بود تکرار فکر کردن به بیماری
جدید. آخرش به خودم گفتم گور بابای ریاست بیمارستان. رفتم سراغ تک تک دکترای بیمارستان. تازه داشتم حرفم رو
به کرسی می نشوندم که دیدم یهوئی همه عقب کشیدن و ساکت موندن. من مونده م فقط.
پیام: دیگه کیا؟
باباپیر: همه ی دکترای بیمارستان ...
پیام: نه. دیگه کیا از این بیماری مردن؟
باباپیر: خب، راستش این ویروس قصد داره همه رو به طرف نابودی ببره.
پیام: دکتر ملوس اگه نخواد ...
باباپیر: بگو فهمیدی با دکتر بالانشین، شوهرش، دستش تو یه کاسه ست.
پیام: همه زن و شوهرا دستشون تو یه کاسه ست.
باباپیر: اولا اشتباهه فکرت، نه لزوما همه. دوما اینا یه کاسه ای زیر نیم کاسه دارن. برو پی این کار.
پیام: مثل رسول شب قلبم از کار واییستاد چی؟
باباپیر: آدم رفیق بازی هستی. بالاخره یکی از رفقات راهت را ادامه بده باید.
پیام: و تو همچنین باید بمونی؟
باباپیر: من رو هم یه روز سکته ای چیزی مهمون خودش بکنه شاید.
باباپیر: راستش من خودمم زیاد نرفتم دنبال کار. نه بخاطر ریاست و اینا. ترسیدم. ترس باعث شد نتونم پی بگیرم قصه رو.
چند نفری رو انداختم رو ریل برن جلو. با حذف هر کدوم از اونا ترسم بیشتر شد. هر سری به خودم گفتم به تو چه.
اما باز یکی بود برم دنبالش. تا حس می کردم کار داره خراب می شه خودم رو می زدم به دیوونگی. همه قبول کرده
بودن قاتی کردم. پیام اما روزنامه نگار بود.
ملوس: دفعه پیش که همه چیز تموم شد.
پیام: نه لزوما همه ی چیزا. یعنی اون دفعه که اومدم سراغتون این قدری آگاهی نداشتم چی به چیه.
ملوس: یعنی اوضاعتون فرق کرده با دفعه قبلی؟
پیام: خب راستش سری قبل کسی نگفته بود جبار گوشت بیمارستان رو سالهاست تهیه کرده.
ملوس: که چی حالا؟ 8
پیام: یعنی که بخاطر طرف حساب بودن با بیمارستان قبول نداشت بوی بد کل بیمارستان رو گرفته.
ملوس: باید بری ببینی چرا پول براش مهم بوده. من چکاره ام این وسط که فکر کردی باید بیای سراغم؟ اونم با این حرفا!
پیام: مونده هنوز. حرفام. اما ممی. نگهبان بیمارستان. دفعه اول کسی نگفته بود از فامیلای شماست.
ملوس: آها. بخاطر استخدام فامیلم باید پاسخگوی جنابعالی باشم؟ هرچند لزومی برای پاسخ دادن نیست، اما، برا این کار بهتر
از اون کس دیگه ای رو سراغ دارین؟
پیام: دکتر بالانشین ...
ملوس: ببینید جناب آقای روزنامه چی، حالا فرضا خبرنگار، من و شوهرم تو امور کاری کاملا مستقل از هم هستیم و ...
پیام: مهم نیست. هرچند خلافش درست تره. مهم اینه از جیک و پیک هم بی خبر نیستین.
ملوس: و باید جیک و پیک زن و شوهری خودمون رو برای شما فکس می کردیم؟ واتس آپ. تلگرام. آها، بهتر بوده با اینستا
به عالم و آدم نشون بدیم؟ من دیگه حوصله حرفهای شما رو ندارم. بیرون.
پیام: دکتر باباپیر اگه رئیس بیمارستان شده بود هم همین عکس العمل رو داشتین؟
ملوس: ...
پیام: برم سر اصل مطلب. قرار بود دکتر باباپیر رئیس بیمارستان بشه. باتجربه ترین دکتر بیمارستان بود. خوش قلب. کاری و
کاربلد و توانا. مردم دوست. با هوش بالای خودش تونسته بود جز بهترین دکترهای کشور بشه. عزت نفس بالا. درستکار
و امین و خوش برخورد و ...
ملوس: کلاس تحلیل رفتار گذاشتین؟
پیام: همه معتقد بودن بهترین گزینه ست.
ملوس: این مردم عاشق قهرمان زنده بودن همیشه تاریخ.
پیام: ممکنه. اونم زنده بود اگه ...
ملوس: حالاش مهمه نه؟ یه روانی و درمونده.
پیام: اگه مردم هم ندونن، که به گمونم بدونن، شما خوب باید بدونین چی بسرش اومده که ...
ملوس: دیوونه شده. هر بلایی سرش اومده باشه اون الان لیاقت رئیس شدن رو نداره.
پیام: سوال اینجاست رئیس نشدن اون ربطی در رئیس شدن دکتر بالانشین داشته؟
ملوس: حتما داشته. فرضا همه حرفاتون درست باشه، خب، وقتی اون نیست یکی باید جاش رو پر بکنه یا نه؟ باز باید تکرار
کنم برین تا این مزخرفات رو نشنوم؟
پیام: دکتر بالانشین با داروهای خودش دکتر باباپیر رو دیوونه کرده.
ملوس: حتم دارم در جریان هستین انگ و بهتان بزرگیه این. اگه ثابت نشه زندونی شدنتون حتمیه و ...
پیام: مدرک داشته باشم چی؟
ملوس: ...
پیام: مدارک مستند.
ملوس: بلوف ...
پیام: نه نیست.
ملوس: برین بیرون تا به پلیس زنگ نزدم. 9
پیام: به نفعتون نیست. اما کار خوب اینه که اتفاقات خوب بیفته تا همه نفع ببرن. همه. همه مون. حاضرم باهاتون معامله کنم.
درست شنیدین.
ملوس: اون دفعه از عدالت گفتین و از حقیقت و از راستی و ...
پیام: درستی و پاکی و خیلی چیزای دیگه. بازم همونم. منتهی کمی با منطق تر. ببینین بهترین جایگزین در نبود دکتر باباپیر
برای ریاست بیمارستان دکتر بالانشین هست. منطق اول، اون با دیوونگی دکتر باباپیر بهتره رئیس بشه. منطق دو، اگه
معامله ای نشه دکتر باباپیر بعد یه مدتی از بیماستان بیرون انداخته می شه و پول دوا و درمونش زندگیش رو فلج می کنه.
منطق سه، معامله اگه صورت بگیره، دکتر باباپیر بعنوان یه مریض در بیمارستان می مونه و من هم به یک میلیاردی می
رسم که دوست دارم داشته باشمش.
ملوس: و ما این وسط بازنده ی یک میلیاردم؟
پیام: برنده اصلی شما هستین.
ملوس: بیرون. من حرفی با شما ندارم. اگه شما حرفی دارین تو دادگاه بگین. با مدارک مستندتون. منم صدای شما رو ضبط
کردم. الان دارمش.
پیام: شما که همه رو با پول خریدین چرا من نه؟
ملوس: بیرون گفتم.
پیام: ممی، جبار، پرستارا، کارکنای خدماتی و خلاصه همه و همه. همه از بوی بد بیمارستان و شیوع بیماری تازه خبر دارن و
ساکت موندن. حکما و حتما نفعشون در اینه. یه جیب تازه برای شما هزینه بزرگی نیست، یه دهان باز شده چرا اما. من
رو هم مثل بقیه ساکت کنین. مبلغ زیادی نیست برای شما. برای من اما حیاتیه. شماره حسابمه. تا فردا ظهر منتظرم.
پیام: یه بیماری تازه تو شهر شایع شد. کل شهر رو بو گرفته بود. همه ماسک زدن. همه مردن. همه بیمار شدن. همه هر چی
داشتن و نداشتن خرج بیمارستان کردن. پولی به حساب من واریز نشد. دکتر باباپیر به بخش بیماران خطرناک منتقل شد.
فردای اون روز عکسم تو کل شهر پخش شده بود. پلیس داشت دنبالم می گشت. دکتر بالانشین شد عضوی از شورای
شهر. ملوس خانم شد رئیس جامعه زنان. حقه م نگرفت. پولی واریز نشد تا مدرکی باشه علیه اونا. رشوه. حق السکوت.
گفتم واریز کنن علیه خودشون استفاده می کنم. مدرکی نبود علیه شون. حقه م نگرفت.
پایان
1401.10.30
10
مخبز
"شکسپیرین مکبثیندن اقتباس"
آداملار: مخبز، قادین مخبز، بورآک، دانگون، باشچی، اودآنا،اورآس و اودآسا
1.
اودآنا: اوغورلادیقیم آد منه یاردیم اولسون.
اودآسا: سن ده منه اودآنا.
اورآس: منیم ده اوغورلادیقیم آد منه.
اودآسا: ائله گنه سن ده اورآس منه.
اودآنا: یانی نه آخی؟
اودآسا: قوربانین اولوم نه اولدو؟
اودآنا: جهننم اول گئد اونا ساری باخ.
اودآسا: آهان. یوخ ائله بیل بیز یاری آدام یاری تانریلاردا سیز بوتون تانریلاری اوز ایشلریمیزله یئرییزدن اوینادا بیلیریخ.
اودآنا: هئچ وئیجیمه ده دئییل. آمما اوقدر تئز ساتیرسان تانری یین قالیرام سنین ایشلرینده.
اورآس: بو اودآسا ایله باش باشا ووردوقویون یئرینه آشی پیشیر باخ. ایندی مخبز گلر یولدان.
اودآنا: هله اونلا بورآک ساواشدادیلار. ساواشی قورتار سونرا آشی پیشیرخ ساواشلار تانریسی، اورآس خان.
اورآس: اودآنا خانم ای اودلار تانری سی سنسیز ساواش باشلانماز آمما سن سونسن ساواشلار بیتر. ایندی سن سون من بو یالان اودآسانی گوندریم
ساواشی بیتیرسین.
اودآنا: هن منده یورولدوم بو ساواش دان. یئتر بو قدر. منده گئدیم آشیمیز اوچون قورباغا ایلان ییغیم گتیریم.
اودآسا: قیرجالا ایله پیسپیسادا یاددان چیخماسین.
اودآنا: سن گور اورآس نه دئییر اونو گور. چکیل اوتایا اوستوندن کئچممیش پیسلر باشی.
اودآسا: بویور. به نیه وورورسان به؟! ووی. من قوللوقوندایام اورآس خان.
2.
باشچی: دورد بیر یان ییخیلیب. اوردولار داغیلیب. نه قاباقا گئده بیلیریخ نه ده دالا چکیله بیلیریخ. نئیلملییخ؟
دانگون: کولوم باشیوا بوجور باشچی. اولان سن قوشونون باشی سان مندن سوروشورسان نه ایش گورملییخ؟
باشچی: منیم تاجیم، روحوم، آقام، گوزوم، جانیم، شاهیم ...
دانگون: سوزویون دئگینن بابا.
باشچی: منیم گیله م، باغیشلا، دئییرم کی، سن منه نه سویله سن منه سون سوز ائله اودور. من کیمم سنین قاباقیندا آخی.
دانگون: یاخچی یاخچی. آز منه دستمال چک. ائله بیر ایش گور بو ساواش الدن گئدمسین. بیز بو توپراقلارین آداملارین نئچه ایلدی بو ساواشلا
اوز دالیمیزجاق چکمیشیخ. ایندی ساواش بیزه ساری اولماسا آداملاری الدن وئرریخ. توپراقلاریندا.
باشچی: بو گلن اودآسادیر. گورخ تانریلاردان نه سوز گتیریب.
دانگون: اودآسا خوش گوردوخ.
اودآسا: ساواش الدن گئدیر. باشچی گئد هاممی یا دئگینن ساواشدا اوغور بیزیم اولوب، بونا گوره دالا چکیلیریخ.
باشچی: کور دئییل لر کی آخی. بو یئکه لیخده یالانی اینانمازلار.
دانگون: سن چوخ بیلیرسن یوخسا تانریلار پیکی اودآسا؟ گئد دئدیقی سوزو یئرینه یئتیر.
اودآسا: بو آداملاری ائله دب وئرمه میشیخ سوزوموز اوسته سوز دانیشالار. گئد. تانریلاردا یئره گویه توز سپه جخلر سوزلریین اینانا هاممی.
باشچی: بوتون چتین ایشلری وئرین منه ها. اوووووف.
دانگون: گئد دا یئکه باش.
3.
اودآنا: مخبز لا بورآک گلیرلر. ایشلر یئرینده؟
اورآس: اودویون یاندیر قلیانی دا ایشه سال یئتیشدی آش ایشمخ زامانی.
اودآنا: اودوم یانیر، قلیانیمدا توستولودور. آشیمیز نه حال دا؟
اورآس: پیشیب.
اودآنا: بو آش دان یئسه مخبز له بورآک، ایکی آغیز بیر تات داداجاقلار، آمما ایکی باش یازی ایله.
اورآس: هانسی باش یازی دیرلی؟
اودآنا: اونلار اوچون هئچ بیری. بیری شاه، بیری شاهلیق نوباسیندا اوتورسادا.
اورآس: اوندا نه افسونلی بیر آشدیر آشیمیز. شاه اولاجاق بیری؟
اودآنا: شاه اولاجاق. نوبادا اولان یوخ آمما. بودا اودآسا. آی اودآسا مخبز لا بورآک بیگی چاغیر بورایا.
اودآسا: یوللارین دوندرمیشم بوتایا.
اودآنا ایله اورآس گیزلنیرلر.
مخبز ایله بورآک گلیرلر.
بورآک: نه چتین ساواشییدی.
مخبز: سونو نه اولدو؟
بورآک: سریمه گورخ. بیز قازاندیخ دا.
مخبز: من اولوم؟ فتحسیز قازانان اولدوخ بیز؟ بیزدن اولن آز اولمادی آخی ...
بورآک: تانریلارا قوناق گئدیبلر.
اودآسا: سیز بو ساواشدا تانریلارا آداملارییزین روحلارین گوندریبسیز، بوگون تانریلاردا سیزه سلام گوندریب.
بورآک: اودآسا خوش گوردوخ.
اودآسا: مخبز قاغام نجوردو؟ یاشاسین بیزیم بورآک کیشی.
مخبز: تانریلاردان نه گتیریبسن بیزلره.
اودآسا: سنه دئدیلر دئییم شاه مخبز. سنه ده شاه لار آتاسی بورآک.
بورآک: هارانین شاهی؟
مخبز: آغیزیندان چیخانی بیرده سویله گوروم نه دئدین؟
اودآسا: ساواش بیتدی. مخبز سن ایندی اولدون امیرتومان، سنده بورآک. گلن سیرا، مخبز سن شاه اولمالیسان. گوزله بونو. تئزلیکده اولمالیدی بو.
بورآک: به هارا گئدیرسن؟ منه سویله گوروم منیم اوشاقلاریم نجور شاه اولاجاق ؟
اودآسا گلدیقی کیمین یوخ اولور.
مخبز: یاری تانری یاری آدام دان نه انتظار وار آخی. گئتدی.
بورآک: جانیمیزی سوسوز بوراخدی گئتدی.
مخبز: قودوخ بالاسی قودوخ.
بورآک: قودوخلار بالا دوغار میه؟
مخبز: بو هایدا هایدا من قودوخلارین دوغماقینا فکرلشیم یوخسا اودآسانین سوزلرینه؟
بورآک: سنه شاه دئدی؟
مخبز: سنه ده شاه بابا!!!
بورآک: مخبز شاه؟! اودا دانگون شاه دیری اولا اولا؟
مخبز: شاه بابا بورآک؟ اودا دانگون شاهین بالاسی اولا اولا؟
اودآنا ایله اورآس مخبزین گوزونه گورسنیرلر.
اورآس: سلام شاه مخبز.
اودآنا: سلام شاه مخبز.
مخبز: سلام. سیز کیمسیز؟
بورآک: کیم کیمدیر؟
مخبز: بونلار دا.
بورآک: هانسی لار؟
اورآس: اوزویون یورما او بیزی گورمور.
اودآنا: فقط سنین لیاقتین وار بیزی گوره سن.
مخبز: یوخ دا؟
بورآک: سفیه لییبسن سن؟
مخبز: اوزومده بیلمیرم.
اورآس: سیزدن یوخاری و بیزدن آششاقی اولان اودآسا سنه بیزیم ایستکی دئدی.
اودآنا: بیزدن یوخاری اولان تانریلاردا بیزه دئمیشدیلر.
مخبز: کیم یوخاری؟ کیم آششاقی؟ من هارادایام؟ سیز هاراداسیز؟
بورآک: سنین باشی یان هاوا گلدی؟ اولمویا اودآسا دئدیکلری سنی هاوایی ائدیب؟
اورآس: ایندی گئد و شاه اولماق اوچون تدارک گور.
اودآنا: مخبز قادین لا گوزل گونلرییز اولسون.
مخبز: اونودا تانییرسیز میه؟
بورآک: کیمی؟
اودآنا: داها بونا اوز وئرمه.
اورآس: به دا. سن شاه اولاجاقسان دا.
مخبز: من شاه اولاجاقام. من شاه ...
اودآنا ایله اورآس گئدیب لر.
بورآک: بو نه حالدی نه احوال دی سنده؟
مخبز: قان آغلامالیسان داها سن. من ایندی سنه فرمان وئریرم منی شاه بیله سن.
بورآک: هله دوز گورخ. خمیر چوخ سو آپارار ها.
مخبز: نه سو نه خمیر نه دنیز نه دوز نه یئر نه گوی. داها من شاهلیقا فکرلشیرم. سنده آیری فکر ائدسن اوزوین اولوم منه باش آغری آختاریرسان
دئمک.
بورآک: آختارمارام. سن شاهلیقا فکرلش. منده شاه بابالیقا. نه ایشیم وار اوزگه خیال لارلا.
4.
قادین مخبز: قولاقیم ائله گلیر ائله گلیر ائله گلیر ها، ائله بیل مخبزدن خبر گلجخ.
اودآسا: سیز قادینلار اوزویوزه گوره تانریسیز ها ...
قادین مخبز: ووی قورخوتدون منی آی اودآسا. بیر اهن اوهن آخی.
اودآسا: ایسته ییردیم سسلی گلم. خبر گتیرمیشدیم. گوردوم اوز اوزوین دئییرسن قولاقیم گلیر دئدیم تئز دئمسم دادی قاچار خبرین.
قادین مخبز: خوش گلدین هله. چوخدان بیزی سوروشمورسان ها.
اودآسا: آی جانیم مخبز ساواشا گئدندن بوتایا بیر گون یوخ بیر گون سنه قوناقام دا ...
قادین مخبز: یاخچی دا سنده. گور بونلاری دئییب منیم ائویمی ییخا بیلرسن. دئگوروم خبرین ندیر هله؟
اودآسا: تانریلار مخبزه شاهلیق گوروبلر یوخولاریندا ...
قادین مخبز: مخبزه؟ بیزیم مخبزه؟؟؟
اودآسا: نیه گولورسن به؟ هیه. سن اونا هئچ اینانمادین ها. بابا چوخ دا پیس دئییل کی آخی ...
قادین مخبز: من بیلیرم مخبز ندی نه دئییل، سن نه بیلیرسن اوندان؟ یاخچی هله دئگوروم دانگون اولا اولا نه شاهلیق یوخوسو؟
اودآسا: ائله بودا.
قادین مخبز: هانسی؟
اودآسا: دینمسن دییرم دا.
قادین مخبز: دئدیم به نمنه مه نی دئییرسن. یاخچی دئگینن.
اودآسا: ائله فکرین نمنمه نه یانیندا اولسون ها. باخ، اودآنا تانری اورآس تانری یا دئدی ساواشدان یورولموشا، اودا دئدی تامام اوندا.
قادین مخبز: اونا گوره ساواش بیتدی؟ او پیس اودآنایا گوره؟
اودآسا: چوخ دا گوزل دی ...
قادین مخبز: آدامین شانسی اولا گرک. واه واه واه. گوزل گورمویوبسن ...
اودآسا: بیری بو او آدام دئییل شانسی اولا یوخسا اولمویا. ایکی سی بو گوزل ده لاپ چوخ گورموشم. اوچومجوسو بو اولار دانیشمی یاسان من
سوزومو دییم؟
قادین مخبز: میه من نه دئدیم آخی؟ هئچ من دانیشمیشام؟ ووی ...
اودآسا: بیر کلمه ده دانیشسان قویوب گئدجه یم ها. سوزوموده دئمی یجیم. سوس دا. ساواش بیتدی. دانگون ساواش شاهییدی. ایندی داها درده
دیمز. بونا گوره تانریلار ایسته ییرلر مخبز شاه اولا، منتهی ...
قادین مخبز: منتهی نمنه؟
اودآسا: منتهی ایشین بیر اوجو اونلارین الینده. بیر اوجو سنه باغلی دیر.
قادین مخبز: اولوب من سنه یوخ دییم؟ سوزو بوتون دئدا منیم داغلار آسلانیم.
اودآسا: سندن ماجال اولسا منده دانیشیب سوزومو بوتون دییرم. سوز بودور اورآس سنیله گوروشمک ایسته ییر.
قادین مخبز: ...
اودآسا: سوس دون؟ سن؟ نه یاخچی؟!
قادین مخبز: دانیشا بیلرم؟ یوخسا هله سوسوم.
اودآسا: ایندی نوبا سنیندی دا. دانیش.
قادین مخبز: باخ گوروم اورآس اوزو دئدی بو سوزو؟
اودآسا: هیه.
قادین مخبز: اودآنانین یانیندا؟
اودآسا: وای دده. سیز قادین لار هارالارین گورورسوز! پس ایسته ییردین اونون یانیندا دییه؟
قادین مخبز: فرقی یوخ منه. تانری اولسادا منیم یوزدن بیریم دئییل. دئدیم اونون یانیندا دئسیدی اودا بیلردی ائله بیر جامالی یوخ.
اودآسا: اوتور بو قادین پاخیللیقلارین. دئمه دین اورآس لا گوروشمک اوچون سوزون ندیر؟
قادین مخبز: من سنین یوخ ها، حتی او مخبز کی سنین یوزدن بیرین دئییل منه، حتی اونون بیر توکون وئرمرم مین دنه اورآس کیمین تانری یا.
اودآسا: بیلیردیم. بیلیردیم. بیلیردیم من له اونو دییشمزسن. منی اونا ساتمازسان.
قادین مخبز: اوزو گرک بیلردی بونو. ایه بیلمییب اوزوم اونلا اوز به اوز اولوب بونلاری اونا قاندیرمالی یام.
اودآسا: ...
قادین مخبز: اونا دئگینن گلسه گلسین، گلمسه من اوزوم گئدرم اونلا دانیشارام. اونو اوتوردارام یئرینده. به هارا یولا دوشدون؟
اودآسا: من بیلدیقیمی بیلدیم. آمان سیز قادین لارین الیندن.
قادین مخبز: دایان گوروم. سنیله ایشیم وار هله. ووی. گئتدی ها. گئد دا. گئد. دئییردی بلکه بیر بو بیلیر نئجه بیر دیرلی قادینام. بیلدی ایندی منله
دانیشماقا گوروشمغه اورآس کیمین تانریلار سیرا چکیب لر. نئجه دولویام تمنادان. نئجه جوشور داشیر ایچیمده هیجان لار. ایندی
داها یاخینلاشیرام اورگیمده اولانلارا. ایندی سیرا منیمدیر. شاه خانیمی داها من اولمالی یام. گل منیم مخبز اریم. گل. سنه نئجه سوزلر
دئملی یم. منده اولان شور، منده اولان شر، منده اولان جوشوب داشان ایستک گرک سنین ده جانیدا اولا. تانری لار سنه شاهلیق منه
شاهلیق خانیمی یازیب آمما بیلیرم من سنی یولا سالماسام سن یولا دوشن دئییلسن. قادینلیقیم ایندی لاپ یئرینده. بو هاوا منیم هاوام.
دوشلریمدن سود یئرینه قان داشیب آخاجاق دیر. وولکان جانیمین اوجا ذیروه لریندن اود گویلره سپلنیب یئرلره اخگرلر یاغاجاق.
بو گلن مخبزدیر. گل منیم شاهیم. تاجیم. منیم اللریمین موم کیمین خمیری. گل ایندی سنین جانی یین خمیریندن بیر پیشمیش یئمک
چیخارداجاق منیم هالوولاریم. گل منیم مخبزیم. گل.
مخبز: گوزلرینده بیر دئهشتلی باخیش سوموکلریمی دلیر کئچیر جانیما. قورخودور بو باخیشلار منی.
قادین مخبز: یاخچی یاخچی. سنده. سن گئدیب ساواش دا آدام اولدوروبسن من اولدوم قورخمالی دئهشتلی؟
مخبز: من سیز قادینلاردا قالمیشام ...
قادین مخبز: بیز قادین لاردا؟ نئچه دنه بیز قادینلاردان گوروبسن کی ایندی دئییرسن سیز قادینلاردا؟
مخبز: یاخچی سوزباز. سوزه باخ. دئییرم یانی سنده قالمیشام. ایلک باخیشین دولو اودلو ایکیمجی باخیشین دولو آشک، بو دا اوچومجو باخیشین
شک له قاتیشمیش بیر دنیز کیمین مواج.
قادین مخبز: دئییرم باخیشلاریمدا نه اولورسا اولسون آمما یاخچی سنی شاعر ائدیب بوجور شعر دئییرسن ها.
مخبز: دانیشماق اولمور کی. اوتور بونلاری. گئجه قوناقیمیز وار.
قادین مخبز: بو هایدا هایدا نه قوناقی آخی.
مخبز: هانسی هایدا هایدا؟
قادین مخبز: هان؟ هئچ اوتور. هله کیمدی قوناق؟
مخبز: دانگون شاه.
قادین مخبز: تئز دئدا.
مخبز: چوخ خوش گلدی یوخ؟
قادین مخبز: سوزباز منم یوخسا سن؟ هله نه زامان گئدجخ؟
مخبز: صاباح ... . اوزو بوجور ایسته ییب.
قادین مخبز: صاباح گونش ساچماز. بونو منه تاپشیر. اوزون گولسون کونولون بیر خیال اولسون افق لاری گزسین، صاباحلارین گوزل افق لارین.
گولوش دوداقلاریندا بیر گول کیمین آچیلسین آمما یاپراقلاریین آلتیندا بیر ایلان گیزلنسین.
مخبز: بوجور اولاندا منی لاپ قورخودورسان ها.
قادین مخبز: دوعا ائد دانگون دئییلسن. اودا بو گئجه.
مخبز: هان دوز دئییرسن. دانیشاریخ. من یورقونام.
قادین مخبز: ایندی ندیمه لری چاغیرارام سنه یئتیشسینلر.
مخبز: به سن اوزون؟
قادین: گئجه ایشیم چوخ دور. گرک یاخچی تدارک گورم. شاها یئتیشملی یم. هم تزه شاها هم کهنه شاها.
مخبز: تزه شاه؟ نه ائشیدیبسن؟
5.
دانگون: بو قالا گوزل یئرده بسلنیب یوخسا هاوا گوزل دی بوگون؟
اودآسا: هئچ بیری. سیز بورا قوناق اولدوز. هاوالاردا گوزللشیب بو گلمک له.
دانگون: یئتیم ده دیللره باخ. بس دی بابا. بس دی. اورا باخ اورا، گور کیم گلیر. بیزی قوناق ائدن گوزل. آشک لا یوللاری گلدیخ یورقونلوق
بیلمدیخ، او گولوشلر عالمین یورقونلوقلارین چیخاردیر ایندی جانیمدان. مخبز هارادا؟ دئدیم اونون آشکی مندن ایتیدی ایندی یئتیشیب!
قادین مخبز: خوش گلیبسیز اوز قالانیز، اوز ائوینیزه منیم سروریم. آشک دا آز گتیریر بویله خوش آنلاردا.
دانگون: گوزل باخیش، گوزل، دانیشیخ، گوزل هئیکل. تامام گوزللیکلر بورادادی ایندی. الی یین وئر منی آپار ایچری یه. بوگئجه بورایا قوناقام.
قادین مخبز: بوندان گوزل سوز ائشیدمک اولمازییدی. ایندی بیزلره وئردیقین باش اوجالیق بیزی سئویندیریر. قالسین خاطره اولسون جانیمیزدا.
6.
مخبز: دئییرم نجور اولاجاق بو ایش؟ قورخو دوشوب جانیما.
قادین مخبز: اوندا نجور اینانیم من چتینلیقلرده سنه بئل باغلی یا بیلرم تزه شاهیم؟
مخبز: یانی سنین الین تیتیره میر منیم شاه قادینیم؟
قادین مخبز: بو نه سوزدور آکیشی! یئکه کیشی سن ها. اوتان. باخ، ایه او منیم اوز سود امه ر اوشاقیم اولسایدی ممه لریمی آغزیندان چیخاردیب
بوغا بیلردیم. بو دوروم شوخلوق گوتورمز. بو گئجه بیزیم گلجک بللی اولور اوندا سن دوروبسان آخ اوخ سالیبسان؟
مخبز: بتر اورگین وار. یاخچی نجور قورتاراخ ایشی؟
قادین مخبز: راحات. دییرم منیم اتاقیما گلنده کئشیکلری ده گتیرر دورالار قاپی قاباقیندا. اوندا سن گلرسن اونلاری های هاوارلا اولدوررسن، منده
دانگونو تختیمده اولدوررم. اوبیریسی قوناقلار ییقیشاندا سن چیغیرباغیرلا دئگینن دانگونو اولدورموشدولر کی اونلا شریک اولالار بو
اتاقین قوناقی اولماقدا و دانگون اونلاری قاوالایاندا شهوت گوزلرین کور ائدیب و اونو اولدوروب لر.
مخبز: آخی اوندا سنله دانگون بیر اتاق دا، اودا سنین اتاقیندا، آخی ...
قادین مخبز: من سنه خائن تانینام یاخچی دیر یوخسا سن دانگونه؟ سن خائن تانینسان نقشه میز هئچ اولار. من سنه خائن تانینسام هئچ نه اولماز.
مخبز: نئجه اولماز؟ به من کیشی دئییلم؟ اوبیریسی کیشیلر منه نه دییر؟
قادین مخبز: ایندی کیشی وار قادینی اونا خائن اولمویا؟
مخبز: ...
قادین مخبز: بس دئییل من شاهلا اوتوروب دورورام. اوبیریسی لر قاپی چی، کئشیک چی، ایلیخچی، بزاز، بنا، یولدان کئچن له حتی او سوز.
مخبز: یوخدا؟! نه خوشبختم من اوندا. شاهلا.
قادین مخبز: به.
مخبز: قوناق اولدورممیشدیخ کی اودا قیسمت اولدو بیزه.
قادین مخبز: میتدانما دا. گئد ایشی گور.
7.
بورآک: نه قارانلیق بیر گئجه دی.
اودآسا: گئجه نین آدی اوستونده دیر دا.
بورآک: یوخ بو گئجه چوخ قارانلیق دیر. هله خوش گوردوخ. تانریلاردان نه خبر.
اودآسا: ساغلیق. سلام یئتیریردیلر شاها و شاهین وزیری نه.
بورآک: گئد یئتیر دا.
اودآسا: وزیرینه ایندی یئتیشدی. شاه دا گلنده یئتیررم.
بورآک: ...
اودآسا: ائله دوز قانیبسان. سنی دئییرم. مخبز له سنی. او شاه اولاندا سنی وزیر ائدجخ. ایشلر دوشجخ سنین الی ین. او شاهلیقیلا خوش اولاجاق
سن آمما ایشلر باشی اولاجاقسان.
بورآک: منیم آرزیلاریمداندی بویله اولسون دا.
اودآسا: بودا شاه. خوش گوردوخ مخبز. هله یاتمییبسان؟
مخبز: یوخوم قاچیب بو گئجه. سیز گئدین یاتین. من اوزوم اویاقام.
اودآسا: یاخچی فکردی. بورآک گئدخ.
مخبز: گئتدیلر. اودآسانین باخیشیندان بللی دیر بیلیر من نه ایش گورموشم. اللریم تیتره ییر. بودا بیزیم قادین دی گلن؟ گوزلریم تار گورور نیه؟!
قادین مخبز: ندی؟ نیه به بوجور باخیرسان؟
مخبز: هله گوزلریمین قاباقیندادیر. قانلاری توکولدو یئره. بیری ترپندی ترپندی جان وئریب اولدو. داها ترپنمدی.
قادین مخبز: دا اولوب ترپنمییب دا. انتظارین وارییدی دورا اوینویا؟ اولو ترپنمز کی.
مخبز: سن گرک جلاد اولاردین.
قادین مخبز: هله یاخچی اوچون اولدوروبسن بابا. به سن ساواش مئدانین دا نجور آدام اولدورورسن؟
مخبز: بیردی بونلار؟
قادین مخبز: یوخ اونلار اولنده قانلاری توکولمور. ووی. نه فرقی وار. بوجور هاوایی قالما یوخسا دلی اولارسان شاهلیق باتار.
مخبز: سن شاهلیقین فکرینده سن؟
قادین مخبز: نقشه چکممیشیخ کی سن بوجور قالاسان. منده. دانیشمیشیخ دا. بابا سن نجور آدامسان؟ اولوبلر اولوبلر دا. اوتور گورخ.
مخبز: من گرک دییم سن نجور آدامسان. سن یوخ.
قادین مخبز: میه نجورم؟ نییم دیر؟
مخبز: هئچ. ایندی گئد اوتاقیندا های هاوار سال. منده گلیم او اولدوردوقوم کئشیک لری یالاندان بیرده اولدوروم.
قادین مخبز: باخ بیر. جاماهاتین یانیندا منه ال آچما ها.
مخبز: نه اوچون گرک ال آچام؟
قادین مخبز: یالان غیرت اوچون دا.
مخبز: خیالین راحات گئد دا.
8.
اودآسا: آهای جاماهات، من اودآسا، یاری تانری یاری آدام، بوگون جارچی پالتاریندا سیزلره سوز گتیرمیشم. ییغیشین، ائشیدین. ائشیدنلرده بورادا
اولمویانلارا دئسین. آهای جاماهات. آهای میللت. بیلین بونو، یایین بونو، شاه دانگون اولدو. اوشاق لاری قاچیب گیزلنیب. ایندی بیزیم
شاه، شاه مخبز اولوب. شاهلیق شوراسی، شاه ائدیب اونو. بوگون بیزیم شاه اولوب مخبز. مخبز شاه.
9.
مخبز: دئییرسن یانی اونو هر ایشین اوستونه قویوم؟
اودآسا: نیه کی یوخ.
مخبز: هئچ کیمسه دن اونجاق قورخوم یوخ.
اودآسا: تانریلار دئییب او شاه اولمویاجاق دوزدور؟
مخبز: دئدی لر او شاهلارین آتاسی اولاجاق.
اودآسا: اوشاق لاری نا فکرلشریخ. سنه مهم بودور کی اوزو شاه اولمویاجاق. قولاق آس گور نه دئییرم. هر ایشی تاپشیر اونا، سنده شاهلیق ائیله.
مخبز: یانی نه ایش گوروم؟
اودآسا: اویرنجخسن. شاهلیق دی دا. ندی آخی. نییاران اولما. چتین دئییل. مملکت اوز یولون گئدیر. دانگون دانیشماق دان سونرا نه بیلدی
شاهلیقدان؟ سن ده اونا تای. منتهی ایه حال ائیلمسن، خوش اولماسان اویونو، شاهلیق اویونون اودوزوبسان باخ. بودا قادین مخبز گلیر.
مخبز: من گئدیم بورآکی ایشلرین اوسته قویوم. هللیک.
اودآسا: هللیک. خوش گوردوخ قادین مخبز.
قادین مخبز: ملکه مخبز.
اودآسا: یوخ دا؟ یاخچی دا.
قادین مخبز: به شاه مخبز هارا گئتدی؟
اودآسا: گئتدی بورآکی اوز وزیری ائیلیه ایشلری تاپشیرا اونا.
قادین مخبز: اوتور اونو. باخ گوروم اورآس قرار دئییلدی منله گوروشه؟
اودآسا: یانی سن اونلا گورشن دا؟
قادین مخبز: سوز باز نه فرقی وار آخی.
اودآسا: دوز دئییرسن دا هئچ فرقی یوخ دور.
قادین مخبز: دئمه دین نه خبر اوندان؟
اودآسا: هله قالیر اونلا گوروشمک. ایلک بیر ایش گورجخسن. تانریلارین سوزو بودور. بوندان بوتایا مخبز شاهلیق آدیلا خوشلوقلارا مشغول
اولاجاقدیر. بورآک ایشلری گورجخ. سنده اونا یاخینلاشیب اونلا بیرلیکده ایشلری قاباقا آپاراجاقسان.
قادین مخبز: نه قدر یاخینلاشاجاقام؟
اودآسا: اوزون بیلیرسن دا.
قادین مخبز: سن دئگینن تانریلارین پیکی.
اودآسا: منه نه آخی. اوزون بیلیرسن. چوخ.
قادین مخبز: دئدیخ ملکه دربار اولاریخ خانم اوللوخ ...
اودآسا: هر نمنه نین چتینلیخلری وار دا.
قادین مخبز: سنده هئچ غیرت میرت اولماسین ها.
اودآسا: تانریلارا قارشی دوروم؟
قادین مخبز: بئچارا. بابا من او بورآک دان خوشوم گلمیر.
اودآسا: آغلاما دا. منیم اورگیم قان اولور. وووی.
10.
مخبز: باخ بو سون سیرادیر دئییرم. سن نیه به اوزویون ووروبسان گیجلیقه. ائله بوراکین اوشاقلاری یئتیشدی لر قالانین یانینا باخچادان اوخ لا وور.
باشچی: دئییرم اوشاقی نیه؟ ائله بورآکین اوزون اولدوروم دا.
مخبز: باخ گوروم باشچی، ایندی سن اولوبسان اونون بونون اوشاقینین له له سی؟
باشچی: یوخ. یانی ...
مخبز: یانی مانی یوخدور. گئد ایشی یئرینه یئتیر. ایه ایسته ییرسن وزیر اولاسان گئد بو ایشی قورتار.
باشچی: ایسته ییرم وزیر اولام منتهی ...
مخبز: آقا جان من کیمم؟
باشچی: شاه ...
مخبز: داها تامام دا. من شاهام، شاه دا دئییر بو ایشی گور.
باشچی: منیم سوزوم یوخ سوزون اوسته. بیر سوز دئییم گئدیم.
مخبز: دئگینن. آمان آمان سنین الیندن.
باشچی: بیز اونون اوشاقلارین اولدورسخ صاباح اوبیریسی گون ایستسخ اونا فشار گتیرخ نجور بو ایشی گورخ؟
مخبز: نجور یانی؟
باشچی: او اوشاقلاریندان کئچمز.
مخبز: آهان. ساغ اول. ساغ اول. سن گئد اونون اوشاقلارین توت سال دوستاقا. منده گئدیم بلکه اودآسا یئر به یئر ائیلدی اودآنا ایله اورآس
تانری نی گوردوم. ایشیم وار اونلارلا. گوروم آخی گلجک ده نه لر اولاجاق.
11.
اورآس: گلیر.
اودآنا: گورورم.
اودآسا: اوزاقلاری گورن گوزلره قربان کسرم دا.
اورآس: گلنده دئگینن تانری لار دئدی سن بو تئزلیکده اولمویجخسن.
اودآنا: دئگینن تانری لار دئدی هرکیمسه قاباقیندا دورسا اولدور.
اورآس: دئگینن رحم ائدمه.
اودآنا: دئگینن گوز یاشینا باخما.
اورآس: دئگینن سنه زوال یوخ.
اودآنا: دئگینن سنین اوسته اوستون اولان یوخ.
اورآس: سن سون شاهسان.
اودآنا: سن سون داغ سان.
اورآس: قدرت لر سنین دیر.
اودآنا: شوکت لرده.
اورآس: دئگینن اولدوزلار یئره سپلنسه ده سن یئرینده قالمالیسان.
اودآنا: گونش سونسه ده.
اورآس: دنیزلار قوروسادا.
اودآنا: اورمانلار یابان اولسادا.
اورآس: داغلار سوکولسه ده.
اودآنا: وولکان لار پوسکورسه ده.
اورآس: دیپرم لر شهرلری چول له سه ده.
اودآنا: ایلدیریم لار یئری گویو یاندیرسادا.
اورآس: دئگینن آداملارین بیر به بیر اوز چئویریب سندن اوزاقلاشسادا سنه یئرینده سن.
اودآنا: دئگینن قادین مخبز دلی اولوب اوزونو اولدورسه ده سن یئرینده سن.
اورآس: هاممی اینسانلار ساواش پالتاری گئییب بیر بیره مئیدان اوخوسادا.
اودآنا: بیر بیری قیریب توکسه ده.
اورآس: قوشون باشچی لاری سنین اوردولاریندان اوز دوندریب سنه قارشی دورسالاردا.
اودآنا: اوردولارین داغیلیب پارام پارچا اولسالاردا.
اورآس: اینسانلار یئمک اوچون هئچ نه تاپماسا بیر بیرین یئسه ده.
اودآنا: اینسانلار جانیوارلار کیمین بیر بیرین دیدیب سوکسه لرده.
اورآس: سن قالمالیسان دئگینن اونا.
اودآنا: قالمالیسان.
اودآسا: دئسه نه زامان ییخیلاجاقام؟ اوله جقم؟
اورآس: سوس اوندا.
اودآنا: سوس.
اودآسا: سریمه یین گورخ. او ایندی اوزون قدر قدرت شاه بیلیر. بو سوزلری ده دئسم اوزون سیز تانریلاردان بیری بیلجخ. نجور سوسوم اونا؟
اورآس: باجاریسیز.
اودآنا: چیخارسیز.
اودآسا: بوشلو دوشدوم؟
اورآس: داها یاری آدام یاری تانری دان بو انتظار یوخ دور.
اودآنا: بیر سوز تاپ دئگینن. گرک بیز دییخ حتمن؟
اودآسا: دئییرم یانی سیز دیین اولسون.
اورآس: بیز دیین اولاجاق. سن نییاران اولما.
اودآنا: گرک دئییل سنده اولاجاق لاردان خبرلی اولاسان.
اودآسا: آهان. بوجور پس.
اورآس: بیر بونو دئگینن بورآک ایندی هر ایشی باشا آپاریر، دئگینن او اولسه سنده اوندان آز سونرا اوله جخسن.
اودآنا: سون یاییلمیش ناخوشلوق یئری گوتورنده اوله جخسن.
اودآس: ایندی گورورم مخبز گلیر.
12.
اودآنا ایله اورآس شطرنج اویناییرلار.
مخبز دانیشیر.
مخبز دانیشاندا یئر گوی تیتره ییر، دنیزلر قورویور، داغلار سوکولور، شهرلر یانیر،
ساواشلار اوز وئریر، آداملار اولور، آج اینسانلار بیر بیرین یئییر، یئر گوی اود
ایچینده یانیر.
مخبز دانیشر.
قادین مخبز دلی اولوب گوله گوله بیر خنجر الینده اوتای بوتایا قاچیر.
مخبز دانیشیر.
بورآکی نئچه نفر اولدورور.
اینسان لار ناخوش اولوب بیر به بیر اولورلر.
مخبز دانیشیر.
اودآسا مخبزی بو اتفاق لاردان خبردار ائیلییر منتهی مخبز همچنان دانیشیر.
مخبز: بورادا منم. سیزله بیرلیکده. سعادت قوشو قونوب باشیمیزا. من سیزه فخر ائدیرم، سیزلره، منین قیراغیمدا دوروب منه یاردیم ائدنلره. سیزلرده
منه فخر ائدین. بیر دیرلی شاه. بوتون دنیا بیزه قارشی دورسادا بیز آیاقلاریمیز اوسته دوروب اونلارلا قارشی دوراجاییق. بیز ساواش
مئیدان لاریندان نه قاچانیخ نه دالی چکیلن. یاشام بیزیم دیر. تانریلار بیزه اهدا ائدیب یاشامی. بیز اوبیریسی اینسانلارا وئرسخ یاشاماق
اونلارادا وار وئرمسخ اونلارین یاشام اوچون حاققی یوخ. من بوگون سیزلره دئملی یم جهانین ان بویوک و گوجلو اینسانلاری بیزیخ. بیزلر
گویه یئره صاحابیخ. من بوگون سیزلره دئملی یم بو شاه دونیانین شاهیدی دانیشیر، سیزین شاه. فضیلت بیزیخ بوگون، رذیلت فضیلت
اولا بیلمز. بو فضیلت تانریلاردان بیزه چاتیب. بوگون بو فضیلت اوچون هاممی میز اولسخ دا، آرادان گئدسخ ده، یارالی دوشسخ ده هئچ غم
و اندوه گلمز اورکلریمزه. بیز قربان اولمالیخ بو فضیلت اوچون. فضیلت بوگون منم. سیزین شاه. قان آغلا بیزیم توپراق. قان دوغ بوگون.
چای لاریندا قان آخسین سو یئرینه. دنیزلرین قانلا دولسون. بیز بو فضیلتی دونیایا یایماق اوچون قانلا یاشامالییخ. نییاران قالمایین
توپراقیمیزین اولادلاری، داریخمایین، آغلامایین، درد اوچون چتینلیک اوچون آجلیق اوچون سورگونلوق اوچون یالنیزلیک اوچون قیریلماق
اوچون ازیلمک اوچون هابویله پیس پیس ایشلر اوچون. گوزلری ییزی اوز عظمت و اوستونلوقویوزه یوممایین. من شاه، سیز منیم رعیتیم.
هانسی شرف بوندان آرتیخ؟ منله یول بیر اولون. منله یولا گلین. من سیزلری تانریلارین دوز یوللارینا آپاراجاقام. یئر گوی بوندان آرتیخ
پیسلیکلر الینده قالا بیلمز. اهریمنلره قارشی دورون. من بورادا، سیز قارشیلاریندا. من آرخاییزدایام. یالانلارا یاللانمایین. آزا قانع اولون. من هر
نمنه سیزین دی ساخلارام سیز اوچون. دادگرلیخ، دوزلوخ، اعتدال، یاخچلیخ، پرهیزگارلیخ، اینسانیت، هابویله دوزگونلوخلر منده. منده سیزه
وئرجقم بیر گون. منیله اولساز.
قادین مخبز: اللرییزی یویون. قانلی دیر. منیم اللریم کیمین.
اودآسا: قاچما بیر بئله. دایان.
قادین مخبز: اللر قان. گوزلر قان. یئر قان. گوی قان.
اودآسا: مخبز بس دی. داها سونون گلدی.
مخبز: من دانیشیرام. قورخوم یوخ سون دئسن ده. سس اولماسین. منیم سونوم بورآک اولندن سونرادیر. بوتون آداملار ناخوش اولاندان سونرا.
اودآسا: مخبز داها بس دیر. اولان یئر گوی داغیلدی سن دانیشناقدان دویمادین؟ وووی. دور گور نه اولوب دونیا. بورآک اولدو. ناخوشلوق توتوب
هاممی.
مخبز: جنایت یاغیر منیم دور و بریم ده. یالان یاغیر. سیزلر یالانسیز. یالان. سیزلر جنایت ائدیبسیز. من شاهام. فضیلت لی شاه. پایان 1400.11.10 آس اولدوز. آس اوربایجان. اورآنا.
آداملار:شعبان، رجب، حقوئردی، مولود، علی حسین، صبرعلی، قربان علی، عسگر، نادر، صمد، اکبر، عباس، محمود، حسن، بایرام و قوجا.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: بیز اون بئش نفرییدیخ. اون بئش ایگید. اون بئش جوانمرد. تفنگسیز. باروتسیز.
قوجا: گوروردوم گلیرسیز. کمین وارییدی. یول گونده کی یول، هاوا هامان هاوا، اللرده اولان تفنگلر آمما بیلیردی بوگون فرقلی گوندور. کمین
قورانلار اوچ اون نفرییدی. اوچ اون تفنگچی. کمینه دونلر اون بئش نفر.
پادگانین قاباقی.
شعبان قوجا راننده ایله دانیشیر.
شعبان: اون بئش نفر.
قوجا: نئچه؟
شعبان: ائشیدمیرسن؟
قوجا: باتری سی قورتولوب. قیچیم یوخ گئدم آلام. آی قوجالیق هئی...
شعبان: سمعک تاخیرسان دئملی. چوخدا قوجا دئییلسن ها آکیشی. دئدیم بیز اون بئش نفریخ.
قوجا: اوغول منیم جیبیم چوخ گوتوسه آلتی نفری گوتورر. اون بئش نفر یوخ کی.
شعبان: یاخچی گورخ نه اولور دا. نئچه آلاجاقسان هله؟
اوزاقدان بیر سیرا آرواد اوشاق پادگان دان ائشی یه چیخیر.
قوجا: بونلار کیمدیر؟ آرواد، اوشاق.
شعبان: بیز قالمالی اولدوخ. بونلاری آپاران گرک.
قوجا: جلدیان پادگانی لاپ بوشالدی ها. قاچیرلار بونلار. سیز ندن قاچیرسیز؟
شعبان: بونلار کی گلیر بیزدن واجب دیلر. بونلاری گوتور سن. ائو اوشاقلارین گوندریرلر پادگان دا قالان افسر لر. بیز قاچمیریخ، واللاه بیر آی
تامام دی بوراداییخ. دئدیخ گئدخ آرواد اوشاقا باش ووراخ گلخ.
قوجا: بونلار چوخدولار. اوتوز نفر اولارلار. من گئدیم پسوه ده کاک قادرین مینی بوس نا دئییم گلسین. سیزده گئدمه یین بیر آیری جیب له گلیم،
ایکی جیب له سیزیده بیز گوتورریخ.
شعبان: سن قاییداناجاق گرک قالاق بورادا. بونلارین ارلری پادگان دا، بیز بوردا قالاق دموکرات گلسه ده گورسون بیزی یاخین دوشمسین بونلارا.
قوجا: دموکرات ایندی گلمز. گئجه لر گلر باسقین سالار.
شعبان: بیر آی دان چوخدو چاللاشیرلار بو پادگانی آلالار. گئجه گوندوزلرین حارام ائدمیشیخ.
قوجا: آللاه کمک اولسون سیزلره. واللاه گلمسیدیز پادگانی حتمن آلمیشدیلار. دئییرلر مهابادین پادگانین بیر گئجه ده تالادیلار. من گئتدیم. تئز
گلرم. پسوه بودو بورادی دا.
شعبان: گوزلویوروخ.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: بیز اون بئش نفرییدیخ. اون بئش ایگید. اون بئش قوچاق نبی. اون بئش ایلدیریم. انقلابییدی. تزه انقلاب. بیر سولدوزلو افسر گلدی سولدوز
جوانمردلرین گتدی جلدیانا. بیزلری. اون بئش ایگید. سولدوز ماحالی تاریخ بویو تورک اولادلارینین آلینماز قالاسیدی. بیز اون بئش
نفرییدیخ. اون بئش ایگید. اون بئش جوانمرد.
قوجا: ماهابادین پادگانی دوشموشدو دموکرات لارین الینه. پسوه ایله جلدیان پادگانیندا دا، افسرلر، سربازلار، گروهبان لار قاچمیشدیلار. انقلابییدی.
پادگانین ایچری سی.
شعبان: اوچ دئدیم او پرچمین میله سینی دور ووروب گلیبسیز ها. بیر، دورما قاچ، اودور ها، ترپش تنبل ترپش، ایکی، سستلاشما گوروم، قاچ قاچ
قاچ، اوچ. اوتورون. قارخ آیاقا. اوتورون. قارخ آیاقا. اولومه گوروم. اولمه. نه اولوب هله. اوچ دنه اوتوروب قارخیبسان دا. اوتورون. ندن 1
بوراداسیز؟ سربازسان؟ سرباز کیمی یاشا. باش اوجا. دوش قاباق. باخیش بیر قارتال باخیشی. دور آیاقا. باش اوجا. اوزودور ها. باخ او اوجا
داغلارا. باخما جلدیان پادگانین قیراغیندا کی تپه لره. بوراسی آذربایجان. هر یاخینی اوزاقی داغ. باخیشین اوجا ذیروه لری گورسون. ندن
بوراداسان؟ پول اوچون؟ بو مملکت ده نظامین پولو هر بیر ایشدن آزدی. بیلیرسیز بونو. ندن بوراداسان؟ ندن الینده تفنگ اوره گینده
چیرپینتی، دامارلاریندا قانین جوشور؟ توپراق دئدین جان دئدین. دین دئدین شرف دئدین. بو اولکه بیزیم یوخ، آتا بابالاردان قالان مین ایل
باش اوجا قالان روح دور، جانیمیزدیر، شرفیمیزدیر. تاریخ بویو ناموس لا یاشایان آنالاردان قالان ناموسوموزدور.
اوچ دئدیم پادگانین دیوارینا ال ووروب گلیبسیز. بیر.
رجب: نفس دن سالدین ها.
شعبان: بویون نفس دن دوشمه سلر صاباح دموکرات لار نفس دن سالار.
رجب: ملا حسنی نه دئییردی؟
شعبان: مهابادین پادگانین دا گول له تفنگ قالمییب. تالانیب هاممی سی. دئییردی سیز سولدوزلو جوانمردلر گلمه سیدیز پسوه له جلدیان پادگانی دا
تالانمیشدی.
رجب: آرتش اوچون یاخچی باخیش یوخ انقلاب اهالیسینده ...
شعبان: اوجور دئییل. بیر سیرا شاها باغلی آرتشی اوچون یاخچی باخیلمیر آمما هاممی بیلیر آرتش اولماسا مملکت بادا گئدر.
رجب: منده دئییرم مرزلرده آرتش اولماسا بو مملکت داوام گتیرمز کی.
شعبان: رجب قمقمه لاری دولدور. سوسوز گلیرلر فرمانده سیز قالان سربازلار.
رجب: دئییرسن دموکرات بورایا دا هجوم چکجخ؟
شعبان: چکمسه گرک اونلارا شک ائدخ. قمقمه لاری سو ایله دولدور دئدیم آخی. نیه سودان دانیشان دا رنگین آتیر؟
رجب: دبه نین سویو گورجخ بو قمقمه لاری؟
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: آتاسی یالقیز قالمیشدی. رجب اولاندا یئرین سویونا بونلا گئدیردی. چولچولر بیلیر سوسوز اکینچی بیر تفنگسیز سرباز کیمین دیر. سو یئرین
قوروموش جانینا بیر یئنی نفس وئریر. دیریلدیر. اولو یئری دیریلدیر. رجب آتاسین یالقیز اوتوروب گلمیشدی جلدیان تک قالمییا. بیز اون
بئش نفرییدیخ. اون بئش ایگید. اون بئش جوانمرد.
قوجا: چوخلاری آتالاریندان آنالاریندان، یوردلاریندان، ائولریندن کئچدی دوشدو چوللره. داغ لارا. دموکرات لار هر یئری توتموشدولار.
پادگان دا بیر آسایشگاه.
رجب: حقوئردی سن دئییردین مولود بوغولوردو سن اونو سودان توتدون؟
حقوئردی: من دئمیردیم، علی حسین دئییردی. اودا مولود یوخ بابا. ائله بیل صبرعلی بوغولورموش.
مولود: هارادا؟
علی حسین: قیرخ پیلله ده.
صبرعلی: یالانچینین؟ علی حسین یالانچی نین او ...
قربان علی: یوخ ها صبرعلی. یوخ ها. سویمه ها.
عسگر: منده اینانمیرام.
نادر: نیه عسگر؟
صمد: عسگر له صبرعلی قوهومدو آخی.
اکبر: صمد قوهومچولوقا نه ربطی وار آخی.
عباس: عباس قاغام، اکبر دئییر یانی عسگو اونا تعصب ساخلییر دا.
محمود: پاپیرین باغچاسینین یانی دئسیدین منده اینمازدیم علی حسین، منتهی قیرخ پیلله ده ممکن دی. 2
حسن: اولان محمود، عباس سیز قاتیشمایین علی حسین دولاشیر صبرعلی یه. بایرام دینمیرسن؟
بایرام: صبرعلی گادار سویو ایچیب واللاه منده اینانمیرام قیرخ پیلله ده ده بوغولا.
رجب: اولان قیرخ پیلله چوخ دریندیر ها.
حقوئردی: آقا اجازه وئرین علی حسین بیزه ده تعریفلسین دا.
مولود: به دا. اوندا قره گوتله آغ گوتون فرقی بللی اولار.
صبرعلی: دوز تعریفلمه سن اغزیین ...
عسگر: اوتور تعریفلسین داها.
حقوئردی: علی حسین سنده دوز تعریفله ها.
علی حسین: آقا من له صبرعلی گئتدیق چیمخ. گونده گئدیردیخ دا. صبرعلی چیخدی اوستن شیرجه وورا، بیلمیرم باشی گیجللندی، قیچی پیتدی،
آنجاق نجور اولدو یادیمدا دئییل، او اوستن کی شیرجه ووردو دوشدو سویا، دا چیخمادی. اولان صبرعلی دن خبر اولمادی. ووی. بیر
آزجا گوزلدیم، خئیر ها خبر یوخ. اوزومو ووردوم سویا. گئتدیم ترکه. گوردوم بیر یئکه ناققا صبرعلی نی توتوب آپاریر.
صبرعلی: دده، باخ یالانین یئکه لیقینه ها. بابا سیز دئیین علی حسینین زورو منه چاتار منی سودان چیخاردا؟ اودا ناققا ایله منی؟!
علی حسین: نیه چاتمیر. دئییر همدان اوزاق کردی سی یاخین. گل زور بازویا.
قربان علی: صبرعلی دوز دئییر دا. گلین گولشین گورخ کیم ییخاجاق، ایه علی حسین ییخسا اوندا سودان دا چکیب چیخاردا بیلر.
نادر: ناققالی ماققالی.
صبرعلی: منیم سوزوم یوخ کی.
علی حسین: منیم ده.
صبرعلی ایله علی حسین گولشیرلر.
هرکیمسه بیرین تشویق ائدیر.
صبرعلی: هه، نه اولدو به علی حسین، به منی ییخیردین.
عسگر: ساغول عمواوغلو. ساغول واللاه.
نادر: آقا انصافا بتر گولشیر بو صبرعلی.
صمد: کیشی دی کیشی.
اکبر: علی حسین اوزو ییخمادی ها البتده.
عباس: سریمه گورخ.
محمود: عباس من اولوم بیرده بونو گه. نه بتر دئدین سریمه گورخ.
عباس: ائله بوجور یا اوخویا اوخویا.
حسن: اوخویا اوخویا دا.
بایرام: بودا دنبک.
رجب: یاخچی دی واللاه. او سو دببه سین دلسز منده سیزی ...
حسن: عباس دا رجب ایشه دوشممیش اوخو گورخ به.
حقوئردی: چال بایرام چال.
عباس ماهنی اوخویور.
صبرعلی له علی حسین و نادر له صمد باشلاییرلار اویناماقا.
مولود: جانیمسیز با.
علی حسین: تویوندا اوینویوم.
صبرعلی: منده. حسن گل گورخ.
قربان علی: بایرام دوز چال گورخ. 3
بایرام: بویور سن چال دا باشاریرسان قربان علی.
قربان علی: وئر منه گوروم.
عسگر: بودور ها قربان علی کیشی. آی جان.
نادر: واللاه ساغول.
صمد: عباس چئویر یاللی یا.
اکبر: هیه واللاه.
عباس: دالان؟
محمود: دالان.
حسن: سولدوز یاللیسی فقط دالان.
بایرام: چک حیته.
رجب: اولان دببه دلیندی.
حقوئردی: رجب بیر گوندور ها. اوتور گورخ سنده.
مولود: یاشاسین سولدوز یاللی سی گئدن لر.
محمود: یاشاسین.
علی حسین: شاباش گه گوروم آخی.
صبرعلی: اولان یاللی باشی فقط اوزوم.
قربان علی: ها ماشالاه.
عسگر: بیزیم صبرعلی عمواوغلو ساغ اولسون.
نادر: صمد به نه اولدو نفس دن دوشدون؟
صمد: یوخ واللاه. قیچیم چکیلیب.
اکبر: وای دده، بیلیرسن نه یادیما دوشدو؟
صمد: جهنلم اول دا.
بایرام: من دئییم؟
اکبر: عباس بیر آز نفس آل، ایندی بایرام صمدین قیز آلماقین تعریف ائلییندن سونرا بیر غملی ماهنی اوخومالیسان.
عباس: اولدو دا.
محمود: منده ائشیدمیشم قیچی چکیلمخ جریانی.
حسن: بایرام تعریفله گورخ به.
بایرام: گونلرین بیر گونونده منم صمددی بیرده داییم اوغلو رحمتلیک غلامحسین دی گئدیریخ ناخیرا. آقا خرمن ده اود قالاییب چای قویموشدوخ
گوردوخ اوچ دنه قیز باغ دا ِیارپاق ییغیرلار. غلامحسین ایستدی صمدی اله سالا. صمد اوشاقلیقیندان بیزیم کنده گلردی، باباسی گیله، منتهی
هاممی نی تانیمیردی کی. قیزلاری دا هئچ. آقا مخلص غلامحسین رحمتلیک دئدی صمد بو باغ میرزه حیدر گیلین باغی دی آمما بو قیزلار
بیزیم کندین قیزلاری دئییل. من قیزلا دانیشا بیلمم، بایرام دا گئدر قاوالار خوش اولماز، سن گئد قیزلارا دئگینن بیزیم باغدان چیخین گئدین.
صمد دئدی بو ائیله اوز ایشیم دی. یولا دوشدو گئده میرزه حیدرین قیزلارین اوز باغلاریندان چیخاردا ائشیه. ایندی صمد گئدیب گولشن له
دانیشیر. گولشن میرزه حیدرین وسط قیزییدی، بویوک قیزی خاتین قیچین چکردی، گلمزییدی باغا بستانا. ترلان لا زینب ایستدیلر بیر سوز
دانیشالار، گولشن گوز ائیلدی دانیشمایین. اوزو صمد له دانیشدی. صمد دئدی بیزیم باغدان یارپاق ییغیرسیز گئدز دولما دولویاز آمما من
راضی دئییلم. گولشن دئدی اوغلان سن کیمین اوغلوسان؟ صمد دئدی میرزه حیدرین. قیز دئدی باخ ایشه ها، من نذر ائیلمیشدیم سیزین
کندین آغ ساققال سئییدین اوغلونا گئدم. میرزه حیدرین اوغلونا. پس او اوغلان سنسن؟ صمدین دیلی توتولدو.
صمد: هئچ ده اوجور دئییل ...
اکبر: صمد قوی گورخ نه دئییر آخی. 4
بایرام: مخلص بو کی صمدین دیلی توتولدو. قیز گوردو بو هئچ قیز میز لا دانیشمیب دئدی من سنین دردیندن اولورم. ایندی نذری مه گوره گرک
گله سن منی آلاسان. صمد دیلی توتولا توتولا دئدی آخی سن کیمسن؟ کیمین قیزیسان؟ گولشن دئدی من خاتینام. اوز کندیمیزین
میرزه حیدرینین بویوک قیزی. قیزلار گوله گوله باغ دان چیخدیلار گئتدی لر. صمد باشلادی سوز اوخوماقی. آغلاماقی. داها عاشق
اولموشدودا. اونلار کی گئتدی غلامحسین آشدی جریانی دئدی. دئدی کی اولان باغ اونلارین اوزلرینینییدی. صمد گوردو بتر بارا
قویوب دیر. ایندی خرمن ده صمد دوشوب غلامحسینین دالیسینا، صمد قاچیر غلامحسین قاچیر. مخلص صمد اوگوندن بوتایا دئدی گرک
خاتینی منه آلاسیز. منله غلامحسین ده شوخی توتدوخ دئمدیخ بابا او گولشنییدی. صمد ائلچی گوندردی. میرزه حیدر ده آللاهیندانییدی
خاتین گئده اره. آلان یوخویدو قیچینا گوره. صمد توی گونو قیزی جیبدن دوشوردنده گورور قیز قیچین چکیر. اوزو اوتولو گلین هله اوزون
آچمامیشدی کی. صمد دئییر نه اولوب؟ خاتین دئییر هئچ قاپی نی یئل ووردو باغلاندی دیدی قیچیما. اینجییب. آقا دا نه دئییم صمد اتاقدا
گورور ووی خاتین هارا گولشن هارا. آمما کیشی اوغلو کیشی بوشادی دا. میرزه حیدر دادگاه دا دئییرمیش بو خاتینا ائلچی گلیب منده
وئرمیشم دا. صمد جریانی قاضی یه تعریف ائدنده قاضی گولور میرزه حیدری راضی سالیر بوشاندیرا خاتینی. مخلص هر زامان بیرینین
قیچی آغری یاندا صمدین تویو دوشور یادیمیزا.
صمد: من اوزوم یاددان چیخاردمیشام سیز ال چکمه یین ها.
حسن: دئییرم اکبر دئملی ایندی گرک بیر غملی هاوا اوخونا.
شعبان گیریر ایچری یه.
شعبان: غملی هاوانی ساخلایین هله. دورون گوروم. دموکرات گلیب پادگانی محاصره ائدیب. دورون تئز گئدخ.
مولود: من بونلارا دئدیم اولان شعبان گئدیب پسوه پادگانیندان مهمات گتیره گلیب گورسه اوخویوب اوینویورسوز واللاه قورتولمویاجاییز ها
الیندن.
شعبان: ائشیدیردیم. اوتورموشدوم او ستونون دالیندا. منتظرییدیم. گئدممیشدیم پسوه یه.
قربان علی: نیه به؟
شعبان: ایسته ییردیم گئدم خبرچیلریمدن بیری گلدی دئدی قراردی بوگون ده حمله اولا. دئدی دموکراتین برنامه سی وار گئجه میزه. سیزده دورون
آیاقا، تئز اولون گوروم.
حقوئردی: یاللا دئگینن گوروم.
عسگر: ایندی گئدخ؟
نادر: دوز دئییر. میه دئمه دین گئجه حمله اولاجاق؟ ساهات هئچ یئتدی اولمویوب ها.
شعبان: دئدیم گئجه حمله اولاجاق، دوز، منتهی گرک مهمات تفنگ آپاراخ. یئرلری تاپیب سنگر قوراق.
حقوئردی: ترپش گوروم به.
رجب: قمقمه لاریزی وئرین منه سو ایله دولدوروم.
شعبان: تئز اولون گوروم.
حقوئردی: جناب سروان زمانی له هماهنگ اولوبسان؟
شعبان: جریان دادیر. بی سیم لر یاددان چیخماسین.
حقوئردی: نییاران قالما.
شعبان: اوزون باشلاری اوسته اول.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: بیزیم ائل لر تاریخ بویو ساواشا دوشوب. باسقینا دوشوب. تالانیب. ساواشیب. قان وئریب. قان توکوب. یاشیم بو یئره یئتیشیب ائشیدممیشم
ساواشلاردان قاچا. آنجاق قانیندادیر. آرامش ایله صلح ایستسه ده مجبور اولاندا ساواشار. تاریخین بوراسی بیزیمدی. بو ساواشی. بونلاری
دئدیم اوشاق لارا. سربازلارادا سروان زمانی دانیشدی. گوزل بیر دانیشیخ. هاممی حاضرلاندی گئجه ساواشا. دموکرات لار نئچه سری هجوم
چکمیشدیلر، بو گئجه ده گلیردیلر پادگانی آلالار. گلسینلر گورخ دا، دئدیم اوزومه. 5
قوجا: سابلاغ پادگانی راحات آلیندی. انقلابییدی دا. پسوه ایله جلدیان آلینمادی. نئچه سری هجوم چکیلدی آلینا بو ایش باش توتمادی.
پادگانین دوره سینده کی نگهبانلیق برجکلرین قاباقی.
شعبان: یاتین سنگرلرده. اوجا یئرلرین دالیسینی اوزویوزه سنگر ائدین.
عسگر: منیم تفنگیم گیر ائیلییب.
حقوئردی: آی هوووووو.
عسگر: اوزوم ایستمیشم؟
شعبان: یاخچی هله. گئد علی حسین دن آیری تفنگ آل.
بایرام: تئز قایید بورایا.
رجب: داریخدین؟
صمد: قورخور گول له ییه یاراسین باغلایان اولمویا.
حسن: دیلی یین دیشله.
مولود: رجب سو وار؟ سپیم اوزومه یوخوم قاچسین.
اکبر: گه قمقمه نی.
بایرام: منه ده.
عباس: سوسوز اولمویه سیز صلوات.
نادر: داها گوز گوزو گورمور ها.
محمود: من کی پادگانین او طرفین ده گورورم.
صبرعلی: چال تاختایا نظر دیمه سین.
علی حسین: دئییرم دا وقتیدی گله لر ...
قربان علی: اونلار چوخدان گلیب لر. هر داشین دالیسیندا بیر دموکرات یاتیب.
رجب: دوغوردان؟
حقوئردی: قورخودما اوشاقی قربان علی.
قربان علی: دئدیم هوشیار اولالار بابا.
شعبان: گوزلرییزی آچین. هر نفره اون دموکرات اولا بیلر.
نادر: فقط بیز واریخ؟
شعبان: پادگانین بو طرفین بیز گوزلویوروخ. سربازلارلا قاچیب گئدمی ین کادرلاردا نئچه یئرده واردیلار.
عباس: هئچ کیمسه لازیم دئییل. اوزوموز کونتارات توتاردیخ کئشگه.
محمود: والسلام
شعبان: شوخلوق بس. ایندی حواس لاری ییغین دوشمنه ساری. ایسته میرم بیر نفر سیم خاردارلارین اللی مترلیقینه یئتیره حتی. بیلدیز؟
هاممی: بیلدیخ.
شعبان: حاضر اولون. بی سیم کیمده؟
حقوئردی: منده. علی حسین له عسگرده گلدی.
شعبان: سن گل بورایا.
علی حسین: بیزده گلدیخ.
عسگر: منده حاضر آماده یم.
مولود: بتر یوخوم گلیر منیم آمما.
شعبان: اوز یئرییزی تاپین گوروم. 6
حقوئردی: ائیله بیل سنی چاغیریرلار بی سیم له.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: بی سیم له خبر وئردیم بیز حاضریخ. او گئجه بئش یوز دموکرات پادگانی آلماق اوچون هجوم گتیرمیشدی.
قوجا: بی سیم ده سسلرین ائشیدمک اوچون گئتدیخ اونلار دانیشان یئره. تورکجه دانیشیردیلار آمما رمز له. او گئجه بیلیندی بورانی ساخلییان لاری
سنگرده اولدورمک اولماز. بئش یوز دموکرات آلابیلمدی پادگانی.
پادگانین قاباقی.
حقوئردی: اوجوز دئییردی ها.
شعبان: نئچه وئردین؟
حقوئردی: سوزون ساغی مندن پول آلمادی.
شعبان: ...
حقوئردی: چوخ دئدیم آل. آلمادی.
شعبان: نه دئییم واللاه.
حقوئردی: دئدی سیز اولماسایدیز منیم توکانیم، اوزوم، واریم یوخوم دا یوخویدو ایندی. بیر اویونجاق گلین ندی ایندی من سندن اونا پول آلام.
دئدی وئر قیزییان دئگینن منیم کادوم دی اونون اوچون.
شعبان: گنه ائوی آباد.
حقوئردی: گوزل دی هله؟
شعبان: قیزین کیمین گوزل دی.
حقوئردی: مینی بوس گلیر.
شعبان: خوش اولدو. اوشاق لارا دئگینن حاضرلانسین لار. منده گئدیم افسرلرین آرواد اوشاق لارین میندیریم مینی بوسا.
حقوئردی: تئز اول دا. باجی قیزین بیلسه داییی سی باعث اولدو گلین بئوقت یئتیشه الینه کوسر ها شعبان دایی.
شعبان: شعبان دایی قربان کسیدی او مارالین شیرین دیللرینه. سنین ده اورگین دوزمور شعبان دایی نی باهانا ائد آت اورتایاها.
حقوئردی: آتا آتا دیین دیللرین داریخمیشام واللاه.
شعبان: منده.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: نئچه ایل سونسوزلوقدان سونرا آللاه بیر گوزل قیز وئرمیشدی یولداشیم حقوئردی یه. آدی مارال. اوزو آذربایجان داغلارینین مارالی. باجیم
حقوئردی منله گلنده دئدی آی قارداش بونون جانی سنین جانین ها، من بو قیزی یئتیم بویوده بیلمرم. دئدیم کس سسی یین جانیم. بو نه
سوزدور. آغلادی دئدی آللاه آمانیندا.
بیز اون بئش نفرییدیخ. اون بئش ایگید. اون بئش جوانمرد.
قوجا: بیر یولدا مبارزه ائدمک اوچون احساسات لا یاشاماقی بوراخماق گرکدیر. آداملار اولسون. یول یئرینده قالسا یئتر. من بویله فکرله شیردیم. منه
اولمک له اولدورمک بیرییدی. دموکرات لار خودمختارلیک ایسته ییردیلر.
پادگانین دوره سینده کی نگهبانلیق برجکلرین قاباقی.
شعبان: اوچ طرفدن هجوم گتیریب لر. بی سیم له دئگینن بورانین وضعی خوش دور.
حقوئردی: دئدیم.
شعبان: اونلاردان دا سوروشدون؟ 7
حقوئردی: دئدیلر او طرفلرده خوش وضعیت ده.
شعبان: دموکرات لار فکر ائیلمیردیلر قاباق لاریندا دایانان اولاجاق.
حسن: عاغیللاری گئدیب مهاباد پادگانینا.
شعبان: اکبر سن سینه خیز گئد او سنگره. موغایات اول گول له یاغیر.
اکبر: گول له لریمین سسی سنه خوش گلمدی قاغام؟
شعبان: جهنلم اول گئد دا.
محمود: یوز دفعه دئدیم گول له لرین سسی له توی هاواسی چالسان دئمزلر گئد اوتایا قولاق آسمادین دا.
شعبان: محمود سریمه گورخ. قاتیشیبسان بو اکبره سنده. ایندی شوخلوق وقتیدی؟
اکبر: شوخلوقون وقتی یوخ کی شعبان قاغام. هر زامان جاواب وئریر دا.
شعبان: یاخچی گئد دا.
حسن: اولان بو مولود دئییل؟
حقوئردی: یا ابوالفضل.
شعبان: گنه حتمن یوخودا یول گئدیر.
حسن: یوخودا اولماسا نیه بوجور یول گلیر. یئر گویدن گول له یاغیر.
شعبان: گول له لر اونو سوکممیش گئدیم چکیم سنگر دالیسینا. قربان علی بو سمتی باغلا رگبارا گوروم.
یئر گوی آغ بویانمیش.
شعبان: مولود فرقی یوخ ساواش دا یا تویدا، یوخوسو گلنده یاتاردی. یاتاندادا یوخودا یول گئدردی. گئتدیم چکم سنگرین دالیسینا. آغزین یاواش
گتدی قولاقیمین دیبینه دئدی نییاران اولما. دئدیم به اویاخدی. دئدیم مسخره ساواشداییخ ها! گوردوم یوخ یوخودا. چکیردیم سنگرین
دالیسینا بیرده باشلادی دانیشماقا دئدی نییاران اولما بیز بورادا اولمویه جییخ. بیز بیر داغ دوشوندن اوچاجاییخ گویلره. قوشلار کیمین. بیز
بورادان ساغ گئده جییخ آمما ائوه یوخ. دئدیم به مفته دانیشیر سنگرین دالیسیندا اویاتدیم. دئدیم نه دئییرسن؟ دئدی هانی تفنگیم؟ اوز
تفنگیمی وئردیم دئدیم آل آت. بیلمیردی یوخودا نه دئییب.
قوجا: ائله بیل بو کابوس دان دورماق ممکن دئییلمیش. نئچه سری هجوم آپاریلمیش پادگان اله کئچمیردی. ایچری دن بیر قدیم افسرله ارتباط
باغلادیم. دئدی جوانمرد آدی اولان نئچه ایگید گلیب پادگانا. دئدی من کماندولارلا دا بیر پادگان دا خدمت ائدمیشم آمما بونلار کیمین
ایگیت دویوشجو گورممیشم. دئدیم بونلار کیمدیلر؟ دئدی سولدوز ماهالیندان گلمیش قوچاق تورک اوغلو آدلاندیریرلار اوزلرین. دئدیم هر
زامان ایستسه لر پادگاندان چیخیب ائوله رینه گئده لر خبر وئر منه.
بیر داغ دوشونده جوانمردلر جیبلردن یئره دوشورلر.
شعبان: به نیه ساخلادین؟
قوجا: باخیم گوروم جیبه نه اولوب دئییم.
حقوئردی: نه اولوب؟
رجب: اولان بولاغ دا سویا باخ.
عسگر: منه ده گتی.
مولود: بورا منه چوخ تانیشدی. بورانی یوخودا گورمیشم ائله بیل.
عباس: دئمدیز نیه چوندوخ بو فرعی یولا.
شعبان: دوآب گردنه سینی دموکرات لار باغلاییب لار. راننده دئدی بورادان گئدیم. دئدیم بو فرعی یولدان گئدسخ او طرفدن اوشنو خانا یولویلا
گئده بیلریخ سولدوزا.
علی حسین: کئشگه تفنگلری گتیرردیخ با. 8
صمد: آی دئدین، او دموکرات لاری قاوالییاردیخ تا عراقین ایچینه.
حقوئردی: بورادان گئدمخ اولار سولدوزا ساری؟
حسن: هیه بو طرفدن گئدمخ اولار ده شمس دربنده ساری.
نادر: جیب داغ داش تانیمیر کی. گئده بیلر دا.
صبرعلی: گئدر هیه.
محمود: به ماشینا نه اولوب دورموشوخ؟
علی حسین: هاوادا ایستی دی ها.
عسگر: یایین اورتا آییدی دا. ایستی اولاجاق دا.
رجب: آی ایندی دریا خوش گلر ها.
صمد: آی دئدین ها. منه ده بولاق سویوندان وئر.
صبرعلی: قیرخ پیلله ده ایندی آدام الیندن ایینه سالماق اولماز.
مولود: نه کی سنده قیرخ پیلله ده بوغولمویاجاقسان.
رجب: اولان سن گاداری دریا ایله بیر بیلیرسن؟
بایرام: منده دریایا هوسلنیرم واللاه.
رجب: ووروب بئینیمه دا.
اکبر: یانی یئتیشدین کنده آت داشقاسین گوتورجخسن گئدن دا تلووا؟
قربان علی: گئدن ده منی دا آپار. ننه مه دئمیشم آپاراجاقام اونو دریایا قیشلارینا گوره.
بایرام: هله دریا قویروق دوغاناجاق وقت وار.
حسن: ائله بیر وقت قالمیب اونادا.
رجب: مردادین اون بئشینه نئچه گون قالیب؟
صبرعلی: کیمین یادیندادی آخی. پادگان دا هئچ بیلدیخ گوندوز ندی گئجه نه.
محمود: اشهدان باللاه هیه.
عسگر: سو قالیب رجب؟
رجب: سنین پایین وار. ایچیرسیز دولدوروم بولاق دان؟
صمد: به نه اولدو ماشین؟
اکبر: دوزلمه دی پیادا گئدخ.
محمود: وارام بونلا.
قربان علی: منده.
حقوئردی: منده گلرم واللاه.
مولود: آز قالیر وقته. تلسمه یین. وقت گلدی.
علی حسین: مولود یوخودا دانیشیر گنه؟
مولود: یوخ داها لاپ اویاقام.
بایرام: شعبان گور جیب دوزلمدی؟
شعبان: آقا نه اولدو به؟ جیبین نه اییدی؟
قوجا: جیبین هئچ نه ایی دئییل. منتهی منیم سیزیله ایشیم وار.
قوجا ساققالین قوپاردیر، بیر جاوان اوغلاندیر.
قوجانین الینده بیر تفنگ وار.
قوجا تفنگ له هاممی نین اوستونه رگبار آچیر. 9
هاممی گول له یئییب ییخیلیر.
مولود قانلی قانلی یول گئدیر. ائیله بیل یوخودا یول گئدیر.
یئر گوی آغ بویانمیش.
قوجا: بیر آی چکمدی بوتون ساققالیم باشیم آغاردی. ائیله بیل اولدوم یوز یاشیندا بیر قوجا. بیز پادگانی آلا بیلمدیخ آمما اون بئش سولدوزلونو
ائولرینه گئدنده یولدا گول له یه باسیب اولدوردوخ. من اوگوندن بوتایا گئجه لر یاتا بیلمدیم. تک تکینه گول له ووردوخ اولدولر آمما بیری
یول گئدیردی. اولموشدولر آمما بیری دیری آدام کیمین یول گئدیردی. ها گول له ووروردوخ اونا اثر ائدمیردی. دانیشا دانیشا یول گئدیردی.
یولداشلارینین دوره سینه دولانیب دانیشیردی. اول گولوردوخ. بیرده گول له آتیردیخ اونا. سونرا من گئتدیم قاباقا گوروم نه دئییر. گوردوم
دئییر اوشاق لار دورون آیاقا. دئمیشدیم دا بیز بیر بولاقین قیراقیندان اوچاجاییخ گویلره. دورون دا. یئتیشمیشیخ ایندی. سلاحسیز اون بئش
نفری اولدورنده بیلمدیم آمما او یول گئدیب دانیشانین سوزلرین ائشیدندن سونرا ائیله بیل ذئهنیم دوردو. بیر لحظه باخدیم گوردوم
یولداشلاریم دالا چکیلیرلر. یول گئدن اوغلان آمما اوجور دانیشیب یولداشلارینین دوره سینه دولانیردی. بیر آی تامام اوغلان منیم
گوزلریمین قاباقیندایدی. گوروردوم. هر یئرده. بیر سیرا خیاباندا گوردوم. داها قاتیشدیرمیشدیم. دئدیم گئدیم یاپیشیم یاخاسیندان دئییم اوتور
منی. اوتور منی. اوتور منی. نیه ال چکمیرسن مندن؟ هان؟ اوداها گنه گلدی. نه ایسته ییرسن مندن هان؟
قوجا بیر ماشینین ترمز سسی ایله ییخیلیر یئره. ائیله بیل ماشین ووروب اونا.
مولود دانیشا دانیشا کئچیر.
قوجا ایسته ییر یاپیشا مولودون یاخاسیندان. الی یئتیشمیر.
اون بئش جوانمرد بیر سیرادا یول گئدیرلر داغین ذیروه سینه ساری.
مولود دانیشا دانیشا سیرانین اوولینده دیر.
قوجا حسرت له باغلانیب یئره یول گئده بیلمیر.
مولود یولداشلاری ایله دانیشا دانیشا یول گئدیرلر. اوجالارا ساری.
شعبان: بیز مولود کیمین اولموشدوخ. یوخودا یول گئدیردیخ. گویلره ساری.
پایان
1400.10.28
آس اولدوز. آس اوربایجان. اورآنا.
10