-
متن نمایشنامه: باباخان ...
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 19:53
آدمها: مرد دختر افسر و زن صحنه: جاهای مختلف. باباخان هست و نیست. لباس سفیدی بر تن دارد. هر جا هست یک پالتو نظامی بر روی لباس سفید می پوشد و با آدمهای اطرافش گفتگو می کند. هر جا نیست و صحبت می کند کسی صدایش را نمی شنود و حضورش را با همان لباس سفید حس نمی کند. با این همه حضورش زنده است و جاندار و با صالبت، در تمامی صحنه...
-
متن نمایشنامه: تپه گوز ...
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 19:46
برداشتی آزاد از داستان تپه گوز اثر جاودانه "دده قورقود" و اودیسه شاهکار "هومر" آدمها: اور ایز تپه گوز پری دده اجاق چی چوپان و پیرزن صحنه ها: کوهی بلند به شکل هالل ماه. غاری در دل کوه بلند. جنگل. غار دل کوه بلند. تپه گوز: بشتابید. آری آری. گاه گاه شتافتن است و رسیدن. جا نمانید. هر آنکه جا ماند تقصیر...
-
تالار آس آنالی..
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 18:03
نباید شک کرد؟ شروع خوب مطلب با تداوم بررسی چند و چون آرا و بررسی افکار اشخاص پی گرفته شده و تفاوت اصل و کپی را به چالش می کشاند. کمی عمیقتر نشویم؟ پایه های کمدی یونانی بر آلت مردانه و تراژدی بر شراب خواری و مستانگی و دیوانگی و حرکات رقص گونه خلسه آور بنا شده است. در سرزمینی که بر روی هزاران تن خاک از فرهنگی سوخته و...
-
نگاهی به اقتباس..
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 18:01
اقتباس. در دوران اولیه ورود تئاتر به ایران، یعنی قاجاریه، این وارد شده نو با اقتباس شناخته می شد، برای همین به دوره ناصری دوره آداپتاسیون هم گفته می شود. یعنی که دوران حضور این کلمه در ایران عمری هم پای خود تئاتر دارد. کلمه اقتباس از قبس گرفته می شود. قبس به معنای شعله و پاره آتش هست. می توان کلمات توافق، سازگاری،...
-
نقد نمایش: شهریار
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 17:57
به بهانه اجرای نمایش شهریاربه نویسندگی و کارگردانی ولی لطف دوخت. حیدر بابا دونیا یالان دونیادی. شهریار آخرین اثر ولی لطف دوخت روی صحنه است. تالار شمس مجتمع فرهنگی و هنری اورمو شاهد اجرای این نمایش هست. اثری با بازیگران و عوامل اجرایی تقریبا زیاد. این نوع کارها به صحنه آمدنشان همیشه کار سختی است. بازیگرانی تازه کار در...
-
تئاتر...
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 17:42
چرا تئاتر کار می کنم؟ پرسیدند و دیدم بنویسم بهتر است. دوستانی از دوره های گذشته زندگی گاهی گله ای کرده اند و تو مانده ای چه جوابی بدهی: هم محله ی سالهای سال دورت، بعد از کوچش یا کوچت از آن محله قدیمی، می بینتت و گله ای آغاز می کند از اینکه، فلانی یادت هست در چمنزار بغل خانه هایمان، ما بچه های ده دوازده ساله فوتبال...
-
نگاهی به فیلم برادران لیلا...
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 17:33
نظریه و قواعد روشمند تفسیر متن را علم تاویل میگویند. هدف از علم تأویل، کشف پیامها، نشانهها و معانی یک متن یا پدیده است. سه دیدگاه کلی در مورد تفسیر (تفاسیر، حقیقت و پلورالیسم): 1-ازمیان تفاسیر مختلف تنها یکی حقیقت را بیان می کند و بقیه فاقد ارزشند (هرمنوتیک کهن): معنای یکه متن و یا نیت یکه مولف. 2-هر تفسیری که...
-
نمایش عروسی خون لورکا.
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 15:59
نقد عروسی خون. نویسنده فدریکو گارسیا لورکا. کارگردان کریم علیخواه. عروسی خون اثر فدریکو گارسیا لورکا، نویسنده اسپانیایی است. این نمایشنامه جز بهترین نمایشنامه های معاصر می باشد. داستان از یک دیدگاه، داستان یک مثلث عاشقانه و از نگاهی دیگر تقدیر خون آلود یک خانواده متعصب را بازگو می کند. این داستان قدرت میل و تمنای...
-
به بهانه برگزاری جشنواره اتودهای نمایشی.
شنبه 24 آذرماه سال 1403 11:23
هنرمندان تئاتر در هر موقعیتی باید برای فردا توشه بیندوزند. یعنی که، هر لحظه باید یادبگیرند. بنده دوست دارم از هر موقعیتی استفاده کنم تا داشته هایم را افزایش دهم. اتودهای نمایشی نام یک جشنواره تئاتری در شهرستان بوکان هست که به دبیری آقای کاوه محمدزاده برای سومین سال پیاپی امسال نیز برگزار شد. کلمه اتود از مطالعه عمیق و...
-
نقد نمایش کوراوغلو.
شنبه 24 آذرماه سال 1403 11:20
به بهانه نمایش کوراوغلو. ادبیات حماسی ملتها روح جمعی نیاکانی را در خود دارد. ملتی که اسطوره و حماسه ندارد سابقه تاریخی هم ندارد. گاهی آنهایی که سابقه تاریخی ندارند برای خود سابقه می تراشند، می سازند. این در دنیای مدرن امروزی برای آنها لازم هست، چرا که اساس تمدن های جدید بر جعلی بودن و تحریف و دروغ استوار هست، تا خلا...
-
خسللو و دوزدومونا ...
چهارشنبه 14 آذرماه سال 1403 12:45
آدمها: خسللو، چوپین، فرهاد، قاضی و مونا، میهن بانو صحنه: مکان های گوناگون در شکارگاه سلطنتی و جبهه جنگ. . 1. گوشه ای از شکارگاه سلطنتی. داخل چادر شکار خسللو. خسللو و چوپین با لپ تاپ مشغول هستند. خسللو: نه. چوپین: این؟ خسللو: نه. چوپین: این یکی؟ خسللو: نه. چوپین: این؟ خسللو: نه. چوپین: این یکی؟ خسللو: نه. چوپین: این؟...
-
بررسی تاثیرات عوامل تئاتری با تکیه بر نظریه اسنادی ادراک.
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 13:56
بررسی تاثیرات متقابل عملکرد عوامل تئاتری بر کیفیت آثار هنری نمایشی براساس نظریه اسنادی ادراک. در این نوشته سعی دارم ببینم با تکیه بر نظریه اسنادی ادراک می توان نگاهی داشت به آثار هنرمندان تئاتر و روابط و عملکرد عوامل گوناگون دخیل در تولید یک اثر تئاتری و همچنین چند و چون تاثیر این روابط و عملکردها بر آثار تولید شده....
-
متن درام: آمپول هوا ...
شنبه 23 دیماه سال 1402 10:40
آدمها: آیدا، احتشام، سالدات، سولماز و فرخی صحنه قبرستانی کهنه و متروکه است. صحنه های دیگر همانجا و با ذهنیات آیدا تغییر خواهند کرد. نور. آیدا کنار قبر احتشام نشسته است و شعر می خواند. آیدا: یوخ گئده بیلمدیم/ دئدیم گئدیم/ گئده ممدیم/ هله وار یوللار/ دوز/ داغلار/ داشلاردا تیکان اولمویوب/ دوز/ یولداکی گوللرده سولمویوب/...
-
متن درام: دیرشاه
شنبه 23 دیماه سال 1402 10:37
اقتباسی آزاد از تلفیق دو شاهکار ادبی جهان: داستان بامسی بئیرک پسر بای بورا؛ اثر جاودانه دده قورقود، نمایشنامه لیرشاه؛ شاهکار شکسپیر. آدمها: دیرشاه،دموشاه،چینلی،پری اوچ،ملک اوچ،پری بیر،پری ایکی،ییرتیجی،پیک و آشیق دده آشیق ترانه می خواند. دده: من قورقود دده، آشیق اولین تمامی دوران ها، قصه ای خواهم گفت با هر آنکه...
-
ییخ ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:50
سون آی اولما چیخ گئجه لر باخیرام گویلره هله ده ییخ دووارلاری دا داغ لاری دا اورمانلاری دا من خیاللاریمدا ییخیرام دونیانی ...
-
یئتر ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:47
حاشا سن اوزون ایستمسن یاشادان ایچینده آشک شربتین شراب دا اولسا ایچمم من گوزلریندن مستم باخ آیا یئتر ...
-
شعر ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:43
گاهی شعر می شوم می غلتم بر زبانی چشمی دلی لغزنده تر از روح ...
-
گوزلرین ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:42
گوزلرین شعر کیمی دیر سیندیریر باخیشلارین آمما کلمه کلمه سوزلریمی آغزیما ماجال یوخ حاییف ...
-
خیالت ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:41
و گاهی یاد تو در من تلنبار شعر است و سرود با چشمان رفته در خواب خیال ...
-
انسان لهیده ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:39
به هر بارش بمبی رویش مجدد خاکی آسمان بالاتر رفته از عرش نیز با غرش توپ و باروت و تفنگ انگشتی بر خاک ماشه می کشد ماشه نقش خون رزم و بزم در هم بر لهیده های زیر پا انسان ...
-
جوانه های له شده تقدیر ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:36
گرا داده بود بند بند تنم بی تار و بی پود عارمان آید زین زندگی میت بر میت مرگ درو کرده داس بی تقدیر زار زد زمانه زر زر به گاه له شدن جوانه ها ...
-
کابوس ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:33
سلاحت به صلاحت می کشداین صلح و دگر اصلاح برنکش باروت و بمب و بنگ و داغ سرب بر زخم زخمه تر از چنگ آخر نان و نام و جان و ناز و سایه ها دلتنگ مرگ نیز خستگی دارد به تن که دیرگاهیست صبح را به کام خورشید حرامیده این حرامیزاده کابوس ...
-
باروت ...
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 15:30
ذکرم رویایی است حاشاتر از قفس و زنجیر به تمنای پاکی آسمان و آزادی گم و کم شود این ابتذال مرگ و مزد و گورکن های تلخ تز بمب و باروت ...
-
اوخشار ...
جمعه 20 مردادماه سال 1402 13:12
نه اوخشارلی ! اوباآسلی عباس اوخ بوغازیندا سوسوز دریالار قیراغیندا ! آس اور اوباجانلی دنیز سوسوز دریا اولا اولا ...
-
یوخو ...
جمعه 20 مردادماه سال 1402 13:10
دئییر لای لایی اوخوسانا آناسی گئدر تاتلی یوخویا اونون گوزل بالاسی دئییره هانسی لای لایی اوخودون بیزلره توپراق آنا گدیریخ بو یوخودان او یوخویا عومروموز بویو ...
-
تکرار ...
جمعه 20 مردادماه سال 1402 13:08
سوسوزلوخ تاریخ بویو بیر تکرار بو دوداقدان او دوداقا سو کسمخ ده تکرار بو ابن زیاد دان او ابن زیادا ...
-
قورو گول ...
جمعه 20 مردادماه سال 1402 13:06
دوزلو دنیز داشمیر داها دالغا دالغا اوسته آشمیر داها قیراخلاردا بیر نفر قاشمیر داها کور اولوب گوزلری دنیزین گوزلرین افق لارا آشمیر داها باخمیر داها قوروموش قلبینی قورویان یوخ سولوب سوسوز سولوب سولو گول چول اولارمیش آخی؟ اولوب دنیزدن سونرا چیچکلر سولمالی ایپک تئللی دورنالار سولمالی یئریم گویوم سولمالی ...
-
گیسو پریشان ...
جمعه 23 تیرماه سال 1402 13:17
آفتاب نزده دلم لک می زنه لک لکا پر وا نکنی لب هوشم پر زده حوصله م سر روحم پا به پای الک دولک تا گوشه آسمون رفته دلم چه هوایی شده این روزا روزگارا شبا؟ شبا بی خواب خوابا قصه مویت گیسو پریشان ...
-
عشقت ...
جمعه 23 تیرماه سال 1402 13:06
گونه هایت تابم به طاقتی بی صبرانه می برد به جولان این لرزش ها قلبم می ریزد زمین هری به میان چشمان زیبایت دریا دریا غرق نوشم به نوش باد چشم نم گرفته و بغض در گلو مانده خوش نباشد اما جام چشم مگر رها می کند ساقی گری خمار خمار دستهایت دهانه غار راز و اسرار نیست به گشادگی و صداقت این بی پناه رمز قلب تپش گرفته است به برون...
-
روحام ...
جمعه 23 تیرماه سال 1402 12:59
ایلمک ایلمک جانیمی روحومو ایچیمی توخودو اللرین اینیمده گزیر گوزلرین باخیشلارین بیرجه سن من؟ اوزونده ایتمیش جانی الدن گئدیب حئیران قالمیش روحام روح ...