-
رویا
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:40
من نهایتی می خواهم از عشق - آسمانی تو نهایتی میجویی از عشق - آسمانی و زندگی چه درد بزرگیست - زمینی چه کسی ما را به رویاها میبرد ؟
-
خورشید
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:39
سحر که میزند سر من بیدارم چون همیشه های روزگارم و با دستهای خیالم خورشید را میکارم بجای ستاره ها و شب ، همه شب تا سحر شود باز من یک یک ستاره ها را می نشانم بر سینه سیاه آسمان و خسته تر از دیروز به انتهای گیتی بی عشق که میرسم خورشید منتظر دستهای پینه بسته من است
-
ساحیل
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:37
آختاردیم ، آختاردیم ،چوخ آختاردیم ... یورولدیم ، چوخ یورولدیم ... تاپا بیلمه دیم ... ده نیز کیمی اوفوقلارا گوز تیکمیشه م هانسی ساحیل مه نی ساکین ئده جه ک؟؟؟
-
ستاره
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:34
شبها ستاره ها را میکنم از آسمان - تک به تک تا سحر شود این تیره شب یلدایی و روزها سراغ خورشید میگیرم از کرانه های آسمان کسی چه میداند شاید آسمان میهمانم کند به طلوعی ...
-
غایب
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:33
هوای تو کرده این دل غایب همیشه هایم تو بیا که بی تو هیچم
-
دلتنگ
شنبه 5 اسفندماه سال 1385 17:31
دلتنگترینم و تو _ تویی که هیچگاه نبوده ای آرزوی این دل تنگ منی ...
-
بارون ...
چهارشنبه 2 اسفندماه سال 1385 18:26
بارون ! آهای بارون ! با تو ام بارون ! چرا اینقده دلت گرفته که هق و هق داری گریه می کنی بارون ! راستی اون بالا بالا _ نه ، بالاتر از ابرا رو میگم آره داشتم می گفتم اون بالا بالا هنوزم خدا بیداره یا رفته به خواب آخه میگن فرشته های آسمون دارن لالایی می خونن براش میگما ااااااااااا میگم خوش بحالش که داره کسی رو که براش...
-
سلام ...
دوشنبه 30 بهمنماه سال 1385 18:54
علی قبچاق شاهی متولد ۱۵ اسفندماه ۱۳۵۰ در شهرستان نقده ( سولدوز ) ۰ نویسندگی و کارگردانی تاتر از سال ۷۹ بصورت حرفه ای ۰ تمامی نوشته هایم نیاز به بازنویسی و اصلاح و کم و زیادکردن دارند ... البته اگر عمری بود و حال و حوصله ای ... ترکی را دوست دارم نه بدان علت که زبان مادریم است بلکه از آن جهت که یکی از بهترین آفریده های...