| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
گوزله مه سه ده مه نی
گوزله ره م اونو مه ن
اونسوز گوزله مه کده ن سونرا گوزله مه کیم یوخ
اوره کده خاطیره سی
باشدا هاواسی
گوزله ریمده یاش
حه سرتی مه عنا ئله دیم حه سره ته ...
رقصنده دختری طناز
ناز در ناز
به بازی گرفته بود با نگاهی قلب لرزان مرا
و من در خیال خویش او را همچون خدای رقص میدیدم که اوج پرواز را تجربه میکند با رقصش
اما او نه در خیال من که بر روی فرشی سرخ پا از پا برمیگرفت
دستهایش به زیبایی میشکافت هوا را و چشمان مرا با خود میلرزاند
و هر آنچه از هنر میتوان سرود در حرکت پاهایش میدیدم و میدیدم
لرزانتر از ابریشم نرم
گویی بادبادکی در باد میرقصید
او با رقصش ترسیمگر ناز بود
و من ترسیمگر رویاهایی که با او بر یخزده سنگی به رقص می آمدم در خیال ...
مرا از خویش رها کردی
به دیداری
کز ترنم مهر و عشق لبریز بود
تمام دردهایم شفا کردی
به لبخندی
کزان مست لبان ارغوانی هدیه ام شد
مرا غرق صفا کردی
آخ که با من چه ها کردی ...