درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

هانسی یول ؟

اولماسان 

تاپیلماسان 

بیر گون  گه لیب  چیخماسان 

هانسی  یوللار  چه کیب  آپاراجاقدیر  بیله می ؟

حوصله ...

ماندن را هم بهانه ای ندارم 

مگر دلی از رفتنم تنگ می شود که بمانم ؟ 

دخترکی بود 

هست ؟ 

و من جز عشق بهانه ای نداشته ام 

اما 

دیگر آنرا هم ندارم  

وای از این بی حوصله بودنها ...

دور ...

کاش چشمان زیبائی به انتظارم بود 

به آنجا 

شهر دور  ! 

دورترین جا !!!

و من به شوقی بیقرارانه می رفتم 

با بالهائی که پرواز را میشناختند 

حیف نیست 

نه شوقی 

نه هوسی 

و نه تپشی ! 

دلم گرفته خدا ...