| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
گیسوان زرینت را دیدم و مست شدم
حنای زیبا چشم
دلفریب دیدگانت را دیدم و سست شدم
به گاه عشوه هایت بیخود بودم از خود
وای از آن ناز !
بگشای
بگشای بر این حیران شده ات راز
که خط و خالت گشوده دیده ام بر بهشت بی پایان
آی جان جان جان
با توام آری
مهربان
دستهای لرزانم را دیدی ؟
با تو یک قناری در دلم منزل دارد ای امید فرداهای من
شهزاده قصه های بی تعبیرم
با من به زمانه بی زمانیها پرواز خواهی کرد ؟
بی تو دلگیرم
گنجشگک خوش لحن
گوشم امروز از پس عمری میهمان ساز گلویت بود
تا ابد بس آن نغمه ها
این گوشها را !
وه که چه سازی بود !
وه که چه رازی بود !
راز چشم آبی تو !
و من سبزترین لحظه های رویش جانم را میدیدم در پس دانه های باران اشکهای شوق تو !
بهترینم
با من از آسمان مگو
با من از ستاره ها سخن آغاز مکن
چه نیازیست به دریا
یا دیدن ابرها
گاهی که تو باشی
جائی که تو باشی
با من این بس ز زمانه !
بودن با تو مرا تا انتهای هفتمین آسمان پرواز خواهد داد !
کاش بدانی
کاش بیایی
کاش فردایم با تو باشد ...