| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
مرزی
بین تو و من
فاصله انداخته
مرزی که خاکها را از هم جدا میکند
اما
مرز خاکی نمیتواند آدمها را از هم جدا کند
بین تو و من فاصله ای اگر هست
فاصله ایست که کودکیهایمان را از اینکمان جدا نموده
دل من عشق را شناخت
دل تو خواستن را
دل من عاشق باران شد
دل تو به تمنای من
من با تو میگویم
با تو از عشقی میگویم که دلم را ربوده
من دیگر بجز بارش باران انتظاری دیگر در دلم نیست
دل من با یاد بارش دانه هایی میتپدکه روزی باریدن گرفت
بارانی که دیگر ندیدم ببارد
و من امروز رصد آسمان میکنم
شاید
شاید ابرهایی که می آیند خبری از باران داشته باشند
اما انگار باران گم شده در ابر سفر کرده نخواهد آمد
کاش بارشی دیگر بود با دل کویری من
کاش بارانی دیگر بود با لبهای عطش گرفته ام
شوره زار قلبم را شخم زده ام
شاید
شاید با بارش بارانی دوباره رویشی آغاز شود
دلم دردمندانه به انتظار است
انتظار جاودانه بارش باران ...