درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

آبی ...

سیاهی

ـ دود و  مه و  گردوخاک

گرفته در پناه خود روزگار این قرن دیوانه

و تفسیر نور نه درمان درد لاعلاج جان

که

آرزوییست در دل

کاش آسمانی داشتیم

آبی

آبی

آبی ...

نفس ...

افسرد دل

ز دست چرکین گرفته این زندگانی بی معنا

پنجره ای کو ؟

نگاه خاطره انگیز ...

بگذار

در آن دم رویایی

که چشمانم خیره در چشمان تو باز خواهد ماند از دیدن

خاطره شود در خاطرم دیدار تو

ـ لذت آفرین

چون قابی مقدس ...