درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

عبور ممنوع راه ...

نه مرا با تو کاریست 

نه ترا با من 

اما 

به گوشه ای از این جهان پهناور 

اندیشه هایمان گاهی به هم برمیخورند 

شاید 

شانس که میرود  

خوبیهایش میرود از بر 

و 

بیشانسی که می آید 

بدیهایش می آید از راه

باید  

امیدی هنوز داشته باشم به آمدن شانس خوش ؟؟؟  

ـ که اندیشه هایم به عابری برنخورد در راه ...

گوناه ...

گوناهلاریم 

آسلانیب    کئچمیشیمده ن 

گوناهلاریم  

سورونور   دالیمجا   گوناهلاریم 

چوخ    آغیر    گئدیره م 

آغیر 

باغلانیب   گوناهلاریم   قیچلاریما 

سورونور    دالیمجا 

بیلیره م    آمما 

گوناهلاریم    دامجیدیر     ده نیزله ر    گوناهلارین    یانیندا ...

پاک و ناپاک ...

پاک را با ناپاک چه باشد در میان جز نایی 

گرچه از ازل تا ابد را دور از همند 

ـ همچو آن خطهای موازی 

کاش پاک را پاکی بماند  

ناپاک را پاکی درآید 

اما 

به این درهم آمیز روزگار درهم 

نه در پاک پاکی بماند 

نی ز ناپاکان نایی رود تا پاکی برآید 

درهم روزگار ناپاکی را جز درود و بدرود کاری نتوان نمود ...