درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

آشک ...

گوز گوزه باخماسا یارانماز آشک 

اوره ک  دولو  اولسادا  شوق ایله ! 

گه لمیشه م   دیله 

ایسته دیم  بیله ! 

یاشامی   گوزه ل   ایسته رسه ن   آشک  آختار 

بیری  دئمیشدی  بیر گون 

آختاراندا  تاپار ! 

تاپماق  ایسته میرسه ن   آشکی ؟ 

من ...

سه نسیزله میشه م 

سیخیلیب  توکولموش سویو  بیر  توت کیمی  

پوزولموش 

ییغیلمیش ...

تو ...

یادت که می افتد دل 

ماه میهمان تاب بازیهای کهکشانیست 

وای از آن ستاره های شوخ آسمان شب های تاریک ! 

ترانه می روید بر لب قناری نشسته بر درخت کهنسال آنسوی راه 

با بویی که از خرامیدنت در خیالم فضا را سرشار مستی می کند !

به دل خو کرده با خود آواز رویش مهر می نشیند 

بر زبان سکوت جاری می شود

و نگاهی که از چشم می گریزد در بی کرانه های افق ! 

سبز یا آبی 

چه فرقی می کند 

مشکی  

شاید هم قهوه ای یا عسلی 

یاد چشمانت چه نمی کند با من  ...