درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

عشق زمان اینک ما ...

الهه ای رویید از دل آفرینش دزدیده شده ی زمان 

شکست  

به دست آفریننده اش 

ابلیسکی بد زاد 

آخر 

زمانه دیگر زمانه ی بدان شده بود !

شکننده نبود 

اما 

سرنوشتش چنین تلخ بر پیشانیش حک بود !

شد الهه ی عشق زمان 

با افساری در دست  

و 

سرنوشتی که از آن مردمانش بود 

طوماری شاید  !

مردمان مشنگ عاشق  

شنگ و شنگول از عشق می شنگیدند ! 

بی خبر از فردا

با بن بستی  که شکستی از اول بر او نوشته بود دستی !

الهه ی شکست خورده ی عشق همچنان می نگاشت ...

اسیر ...

اسیر
اوره گیم سینه ده
یادیما
آدین  دوشه نده ...

بولود ...

نه یاغیر 

نه آچیر 

گورولتوسوده  یوخ  گویون ! 

قیچلاریم  ایسلانمیر 

توپراقدا ! 

هانسی  بولود  گئدیب  ایتیب ؟