| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
صد هزار سال از آن عکس می گذرد و من همچنان غرقم به دریای دیدگان معصوم تو
می گویم
تفسیر نسبیت زمان را به کرسی چشمان تو داده اند
به تعلیم؟
گفت با رفتنت هیچ خبری از تو نگرفتم
گفتم من هم
و آهسته چوب های تابوتم را در آتش زیر قهوه جوش انداختم و پرسیدم
همچنان با شکر؟
گفتند
مستی یا عاشق شده ای؟
گفتم
من سالیان بسیاریست با صنم شوخ و شنگم عاشقانه نرد عشق می بازم
به خیال هایم ...