ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
خواستم دلم را جراحی کنم
روحم را نیز !
می شود ؟
نمی دانم !!!
ثانیه ها می گذرد
قلبم می ایستد
و من با نقبی بر روحم شروع می کنم !
دلم ؟!
رز و لاله
اقاقیا
بستری از گلهای وحشی
گلسرخ
و
بنفشه و نیلوفر !
می گذرم
آبی رودخانه ای زلال
سایه درختان پیر
و صدای قناری خوشخوان که از اینسو و آنسو به گوش می رسد !
تصویر پرنده ای که آسمان را می درد و می رود
اسبی بر لب آب شیهه می کشد
صدای پرواز دسته جمعی گنجشکها می پیچد در میان کوهستان !
کوه قدبرافراشته تر از همیشه
تا اوج می رود و به ماهی می رسد که میان آسمان لبخند می زند به روی برکه !
خورشید هنوز آن دورها دیده می شود
ماه را می نگرد ؟
افق خطی کج و معوج
سرخ !
آنسوتر گندمزار زرد و رقص خوشه ها در باد
مستی و رقص !!!
گاهی حس می کنم ماری نیز هیس هیسی می کند به گوشه ای !
باشد
مگر جا نیست ؟
می بینم هست !
آنسوتر
چشمه ای و تشنه های سیراب !
خاک و شن در هم
گل و بوسه بوته ها بر آب !
آهویی می خرامد
خروسی می خواند
عقابی پرواز می کند !
چشمان منتظر و اشکی که حلقه برزده و نمی افتد !!!
آه
سایه ای نزدیکتر می شود
صدای پا ؟!
انسان ؟؟؟
مگر می شود ؟
خدایا دلم چه تپشی دارد ؟!
از هم نپاشد ؟
آه !
می بینم !!!
شاید ؟!
دشنه ای که فرود آمده
خاک قرمز
خون رودی خروشان
دریا مواج
خورشید در پس ابری مخفی
_ خجل از آدمی ؟!
کوه پنهان
مه !
توفانی می شود این هستی !
خیانت !!!
قهقهه ابلیسی در پس درختان !
و انسانی به زانو درآمده !!!
دل دیگر نمی تپد
و
روحی مرده است اینک ...