درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

یاز ...

بولوتلار  گویده  اویناییر 

سه ریندیر 

نه گوزه ل ! 

یاز  نه فه س  چه کیر !

تجربه ...

چند روز اخیر که گذشت 

روزهای تجربه گرائیم بود !  

همراه با کاغذ و قلم و گوشی موبایل 

و قلیون و دود ! 

چه سود ؟ 

ولش سود و زیان کارو

بچسب تجربیاتتو !!!

چند تا دونه تجربه خوب   

مثل هلو !

نمیدونم 

شایدم بد  !؟ 

بخودم میگم

گذشت زمان نشون میده  

خوب بودن یا بد  

این تجربه ها !   

دید باید !!! 

روقو که بی خیالمون شده 

مثل 

لیلی اونوریه 

یا که مثل خیلیای دیگه ! 

تو حالا 

بیخیال اونا ! 

بگو از اونا که بودن 

از اونا که باهات قصه سرودن 

قصه چی ؟ 

هر چی حالا

ادامه بده !

شب و تنهائی و یه مسافرخونه فکسنی 

اون پایین شهر دودزده !

میگن  

همه بزرگا  

ـ نویسنده ها رو میگم ! 

همه آدم گنده ها

دود چراغ نفتی بالا کشیدن که آدم شدن  

بزرگ شدن

یاکه 

از همین زمینای خاکی شروع کردن یه جورائی !  

به خودم میگم خوبه 

تو هم جات زمینای خاکیه !

یه زنگ و برو تو خلوت حرفای شبونه 

راه دور  

و  

دستهائی که کوتاهن و نمیرسن به خرما  !  

گفتی کجا ؟ 

همونجاها !!!

چه عذابیه این یکی

لیلی بگه میخوامت 

میخوام بگیرم سراغت 

مجنون بگه نمیشه 

دورم آخه ! 

گذشت !!! 

باقیشو بیا

یه آسانسور خلوت 

من و زیبا ! 

تا منو دید گفت 

موهامو ببین چه بد جداشون کردم از وسط 

بعدشم خندید !  

دلم ترکید !!!

گفتم به خودم  

ـ تو دلم ؟!

پسر 

بغلش نکنی یه عمر حسرتش میمونه تو دلت 

میمونه میدونم !  

ـ پشیمونم !!!

اما یکی بهم گفت 

اون که هنوز نگفته دوستت دارم !  

میگه ؟ 

نمیدونم !

اینم یکی  !!! 

سراغ بعدی برم

سومی با آیدا بود 

معرفت به خرج داد و اومد دنبالم 

کاش همه معرفت داشتن 

مخصوصا الی !  

ـ حیف خیال زنده نمیشه ! 

میشه ؟ 

نه  

نمیشه ! 

باورم شده این یکی !!!

آیدا اومد و یه دوری گردوندم تو تهرون دودزده 

نه  

بارون زده 

آخه 

وقتی اومد توفان شد یهوئی !!!

گفتم اینم از بخت من 

الانه که آسمون بیاد پایین !  

نیومد ؟  

چه بد ؟! 

نه  

خوب شد نیومد !

نترس هیچوقتم نمیاد ! 

آسمونم مثل الی خیالیه 

تا چشم میبینه  

ـ شایدم نمیبینه !

خلا خالی  !!!

با این همه کهکشون و ستاره بی سرنشین  

بی عاشق و معشوق  

شمام آسمونو دیدین ؟ 

تو شب میگم 

لابد دیدین ! 

تو روز که خالیتره 

مگه اینکه ابری باشه !!!

چسبید قلیونه

ذغالشم بد نبود 

معتاد نشم خدا !   

مرسی آیدا 

تو شهر شما مهمونا حساب پس میدن ؟ 

آی زرنگ ناقلا !!!

بعدش دیگه

راه افتادیم طرف شهر خودمون  !  

وقتی رسیدم  

پسه شکر خدا 

بهش گفتم

خدایا تجربیاتمونو زیادترش کن ...

باخ ...

داریخاندا  باخ  اولدوزلارا 

بیرینده  اوتوروب   

گوزله ییره م   سه نی ...