درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

باخماق ...

باخیب   گئدیرسه ن 

سوزسوز 

باخیب  گئدیره م 

دوزدوز !

دولسون ...

ساغلیق  اولسون 

ساغ  دئییل  جانیمدا  روحومدا 

ده ردیله   دولسون ؟ 

دولسوندا ...

خواهد رسید ؟

سحر کجاست ؟ 

زین شب بدریخت دلم گرفت 

تا بکی باید نباشد آنچه دل را خوش میکند 

تا کجا از من تمنا  

یا که از عشقش گفتن و کمتر شنیدن ؟ 

تا به کی

از من دریغا گوئی وز او گریختن ؟ 

گرچه من اوئی ندارم  

اوی خوشخوئی ندارم 

دل که دارم من ! 

ندارم ؟

به این غمخانه خو کرده با حزن

به این دردآشنای بی همره و یار 

از کجا خواهد رسید ؟ 

یک پیام مهربانی ؟