نگاهی به رویکرد تئاتری نمایشنامه خوانی .
نمایشنامه خوانی رویکرد جدیدی در تئاتر جهان و به تبع آن ایرانست . درحال حاضر دوره های مختلف نمایشنامه خوانی و جشنواره های مختلف اقدام به معرفی و برپائی این رویداد هنری میکنند . امروز دیگر میتوان نمایشنامه خوانی را یکی از شیوه های مختلف نمایش دانست .
نمایشنامه خوانی در رایجترین شکل خود شیوه ایست در خوانش متن توسط نقش خوانها به این صورت که چند نفر نشسته در پشت میزی _ شاید نشسته بر زمین _ و از روی متنهای گرفته شده در دست اقدام به خواندن دیالوگهای نمایشنامه میکنند ، یکی از این چند نفر نیز توضیحات صحنه نوشته شده در نمایشنامه را میخواند . نمایشنامه خوانی را میتوان گونه ای اجرا دانست ، اجرای کارگردانی شده دیالوگ و توضیح صحنه ، اجرائی که میتواند مابین دورخوانی اولیه متن و اجرای صحنه ای حلقه اتصالی فرض شود .
اگر " بیان " و " بدن " را دو ابزار بازیگری بدانیم در نمایشنامه خوانی آنچه بکار گرفته خواهد شد " بیان " بازیگر است بدون آنکه او از " بدن " خود اسفاده کند . در نمایشنامه خوانی حسها ، موقعیت ، حال و هوا و اتمسفر کار از طریق " بیان " نقش خوان منعکس خواهد شد ، یعنی درواقع دنیایی که نوسینده خلق میکند بدون کمک از دومین ابزار بازیگری " بدن " فقط و فقط بوسیله " بیان " بازیگر به اجرا درخواهد آمد .
در نمایشنامه خوانی برای انتخاب متن باید که وسواس داشت ، متنهائی که نیاز به حرکت و استفاده از فرمهای بدنی مختلفی دارند به هیچ وجه مناسب نمایشنامه خوانی نخواهند بود ، برای انتخاب متن مناسب نمایشنامه خوانی باید سراغ متنهائی رفت که نویسنده تمامی تلاشش بر خلق دیالوگهای ادبی و شنیداری بوده است ، متنهائی که برای خوانده شدن نوشته شده اند .
در این خصوص صمد چینی فروشان اعتقاد دارد :
" نمایشنامه هایی که بیشتر دارای ارزش ادبی وبلاغی هستند و میتوان
آن را به مثابه متن ادبی خواند و بی هیچ نیازی به اجرا شدن دریافت
نمود یک متن مناسب برای نمایشنامه خوانی محسوب می شوند . به
عنوان نمونه می توان به تراژدی های سنکا اشاره کرد . به علاوه
اکثرنمایشنامه های مذهبی قرون وسطی نیز از این نوع بوده اند .
در میان آثار دیگر نیز میتوان چنین درامهائی را پیدا کرد . اجرای
نمایش و نمایشنامه خوانی آن دایره و دامنه تاثیرگذاری خاص خود
را دارند . "
( صمد چینی فروشان / سایت سازمان تبلیغات اسلامی )
نویسندگانی هستند که بعضی از آثارشان را برای خوانده شدن مینویسند و معتقدند اگر این آثار خوانده شوند بهتر از اجرای صحنه ای جواب خواهند داد ، نمایشنامه هائی وجود دارند که بیشتر حال و هوای گفتاری سنگین و نوشتاری ادبی دارند و در اجرای صحنه ای با مشکلاتی روبرو میشوند ، گاهی اجرای یک اثر با توجه به عدم وجود امکانات فنی و یا نوع نوشته که بیشتر خواندنیست تا اجرا شدنی ممکن نیست ، گاهی نویسنده تازه کار شناخته نشده ای میخواهد برای اولین بار اقدام به معرفی نمایشنامه های خود کند ، گاهی فرصت برای به صحنه آوردن یک کار به قدری تنگ است که این امر به انجام نخواهد رسید ، گاهی بودجه سازمان یا نهاد و ارگانی به قدری کم است که نمیتواند جشنواره صحنه ای را شکل دهد ، گاهی ممیزی اجازه به صحنه رفتن نمایشی را صادر نمیکند ، و ... نمایشنامه خوانی این امکان را در اختیار میگذارد تا این امور بصورت تقریبا قابل قبولی اتفاق بیفتند .
در کشور ما نمایشنامهخوانی پدیدهی جدیدیست که در این سالها آرام آرام حرکتی را آغاز کرده و میخواهد جایگاهی را برای خود در همایشها و جشنواره ها و اجراهای عمومی بدست آورد ، البته نداشتن تعریفی صحیح از این پدیده باعث واکنشهای مختلفی به آن شده است . در حال حاضر این جریان در کشور ما به سمت و 1
سویی میرود که به تدریج به صورت یک شیوه اجرائی در کنار سایر ژانرها و شیوه های نمایشی خودنمایی میکند .
در این گزارش سعی میشود تا تعریفی از نمایشنامه خوانی با تکیه بر آراء و گفتار صاحب نظران و پژوهشگران هنر تئاتر در زمینهی نمایشنامهخوانی با بیان خاستگاه و پیشینه آن در دنیا و ایران آورده شود ، این نظرات بوسیلهی مراجعه به سایتهای نمایشی اینترنتی و وبلاگهای مختلف و بولتنهای نمایشنامهخوانی و همچنین مصاحبه مستقیم با تعدادی از دوستان تئاتری در استان آذربایجان غربی گرد آوری شده است .
نمایشنامه خوانی :
شاید به دلیل رواج نمایشنامه خوانی زمان پاسخ دادن به این سوال که " معنای نمایشنامه خوانی چیست و چه محدوده ای از تئاتر را پوشش میدهد ؟ " فرا رسیده باشد . در نمایشنامه خوانی تمامی عوامل تئاتری نظیر لباس ، دکور ، گریم و حرکت حذف میشود و تنها بازیگری میماند در زیر نور و متنی که باید خوانش شود ، متنی در دست بازیگر یا بازیگرانی که بدون هر امکانات اجرائی فقط و فقط با خوانش متن یک نمایشنامه را مورد خوانش قرار خواهند داد ، خوانشی که باید معرف متن و زیرمتن باشد .
آنچه در تعاریف مختلف توجه را بیش از هر امری به خود اختصاص میدهد خوانش زیبا ، درست ، با حس و حال و کامل متن توسط بازیگر بدون استفاده از تمهیدات اجرائی صحنه ای است :
" « خوانش صحیح نمایشنامههای نو ، نوشته در حضور مخاطب خاص ، توسط بازیگران و یا شخص نویسنده بدون استفاده از امکانات و تمهیدات اجرای نمایش » تعریف « دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی » نویسنده ، مدرس و پژوهشگر تئاتر از نمایشنامه خوانی میباشد .
« حمید سمندریان » مدرس تئاتر و کارگردان آن را اینگونه تعریف میکند : « نمایشنامهخوانی بدون استفاده از عناصری که حرکت دارند اتفاق میافتد ؛ به عبارت دیگر از مهمترین عناصری که دراین زمینه وجود دارد ؛ « سکوت » و دیده شدن « میمک بازیگر » است . « چهره » ، حس کلام هنر پیشه را بازگو میکند . گاهی بعضی کارگردانان حرکتهایی نیز برای بازیگر در نظر میگیرند ؛ به عنوان مثال تمام بازیگران در انتهای صحنه نشسته اند ؛ زمانی که نوبت به خوانش آنها میرسد به جلوی صحنه میآیند و سپس در پایان به جای خود باز میگردند » .
« سید مهرداد ضیایی » بازیگر تئاتر ، نمایشنامهخوانی را وابسته به دوعنصر « خوانش کاملا دراماتیک » و هم چنین « وجود نمایشنامه » برای خواندن دانسته ؛ تصریح میکند افزودن هر عاملی برای آنکه ذهن و نگاه و گوش تماشاگر را معطوف به خود سازد تنها کاستن از ارزشهای نمایشنامه ، بازی و خوانش آن میداند .
از منظر « سیمین امیریان » مدرس تئاتر پدیدهی نمایشنامهخوانی از دو وجه قابل بررسی است :
« اول نوعی دور خوانی پیشرفته که در کشور ما به دلیل مشکلات اجرایی برای برخی آثار ، عدهای از علاقمندان گردهم میآیند تا با کمی کارگردانی و دستکاری متن با یک نمایش آشنا شوند این شیوه بیشتر ، برای دانشجویان کار آمد است . گاه یک نویسنده انتخاب ، و مجموعه آثارش اجرا میشود که دارای بهره مفیدی برای مجریان و علاقمندان است » .
« مهرداد ابروان » منتقد و مدرس تئاتر نمایشنامهخوانی را گونهای از نمایش معرفی میکند که تماشاگر در آن به جای دیدن عمل نمایش بر روی صحنه آن را بشنود وی میافزاید : « تعریف نمایشنامه در عنوان آن است ، یعنی « خواندن نمایشنامه » بدان معنا که متن به جای آنکه بر روی صحنه اجرا شود توسط بازیگران خوانده میشود ؛ البته گاه نویسنده خود متن نمایشنامهاش را میخواند و گاه نمایشنامه توسط گروهی از بازیگران خوانده میشود که مورد بحث نمایشنامهخوانی بیشتر شکل دوم است » .
دکتر « چیتسا یثربی » ضمن اشاره به اجراهایی که همراه میزانسن ارائه داده میشوند اظهار میدارد : « به این اجراها نمی توان نمایشنامهخوانی گفت ؛ این اجراها بین نمایشنامهخوانی و اجرای صحنهای هستند و در کشورهای خارجی به اینها « رپورتوآر » میگویند » . "
نمایشنامه خوانی خوانش دیالوگها و توضیحات صحنه نمایشنامه است که توسط نقش خوانها از روی متن گرفته شده در دست صورت میگیرد .
در این شیوه اجرائی تعدادی نقش خوان با در دست داشتن متن نمایشنامه و در مقابل حاضران احتمالی اقدام به خوانش متن مینمایند ، خوانشی که تمامی لوازم لازم " بیان " در اجرای صحنه ای را داراست . 2
مهرداد ابروان ( منتقد و مدرس تئاتر ) در تعریف نمایشنامه خوانی می گوید :
" نمایشنامه خوانی تعریفش را درعنوانش به همراه دارد ، یعنی
خواندن نمایشنامه . بدان معنا که متن به جای آنکه بر روی
صحنه اجرا شود توسط بازیگران خوانده می شود . البته باز هم
یک وقتی هست که نویسنده خودش نمایشنامه خودش را می خواند
و یک وقت هم هست نمایشنامه ای توسط یک گروه از بازیگران
خوانده می شود . مورد بحث نمایشنامه خوانی هم بیشتر شکل دوم
است . "
( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
درواقع خوانده شدن با حس و حال متن نمایشنامه توسط بازیگرانی با بیان مناسب در حضور تماشاگران را نمایشنامه خوانی میدانیم .
دکتر ناظرزاده کرمانی برای این نوع از اجرای متن معادلهائی دارد :
" نمایشی خوانی ( Dramatic Reading ) نمایشی خوانی نمایشنامه
خواندن نمایشنامه
نمایشنامهخوانی
خواندن نمایشنامه برای همگان (PUBLIC PLAY–READING) خواندن نوشتارهای تماشاگانی "
( دکتر ناظرزاده / http://www.karmania.blogfa.com )
آنچه در این تعاریف بیشتر از هرچیزی به چشم میخورد خوانش و خوانده شدن متن است که این عمل توسط بازیگران و با در دست گرفتن متن باید صورت بگیرد .
دکتر ناظرزاده در خصوص نمایشنامه خوانی میگوید :
" نمایشنامهخوانی نیز مانند نمایش صحنهای ، پویشی
پدیدارشناسیکی است و نمایشنامه را به نمایش ، « بازتولید »
مانند نمایشنامه ، پدیداری میآفریند که شکل و طرزی ازنمایشگان Performance ) ) است ، شکل و طرز ویژهیی که سنجهها و
استاندههای ویژه خود را دارد . نمایشنامهخوانی ، ریختاری
تماشاگانی است و برخوردار از « پیبنیادهای زیباشناسیکی »
ویژه خود .چنداچون پدیدارشناسیکی نمایشنامهخوانی ، به آن
جایگاه ویژهای بخشیده است . خود ـ استواری ، خود ـ بسندگی
و خود ـ فرجامی نمایشنامهخوانی ، زمینهها و گسترههای
پدیدارشناسیکی آن هستند و هستی ویژهی آن را رقم زدهاند و
برجسته کردهاند . نمایشنامهخوانی همچون هنرهای دیگر و نیز
نمایشِ صحنهای ، نه فقط پیبنیادهای زیباشناسیکی ، بلکه
پژوهشگر ، منتقد و نظریهپرداز ویژه خود را طلب میکند .
( دکتر ناظرزاده / http://www.karmania.blogfa.com )
مسعود دلخواه ؛ کارگردان و مدرس تئاتر؛ در مورد نمایشنامه خوانی میگوید :
" در تمام دنیا دو شکل از خوانش
نمایشنامه مرسوم است ، که شکل ابتدایی آن همان نمایشنامه خوانی
است که افراد متن را در دست می گیرند و به صورت نشسته و
با بهره گیری از صدا و بیان مناسب آن را روخوانی می کنند و
شکل دیگر آن که دیگر نمایشنامه خوانی محسوب نمی شود در
غرب با عنوان اجرای متن در دست مرسوم است .
دلخواه تصریح میکند :
به اعتقاد من معرفی یک نمایشنامه نویس جدید که تابه حال 3
اثرش چاپ نشده و قرار است خودش را با این کار معرفی کند و
یا معرفی یک نمایشنامه جدید از یک نویسنده حرفه ای در یک محفل
دوستانه و بدون دکور، لباس و غیره ، اصیل ترین شکل
نمایشنامه خوانی است و این نوع نمایشنامه خوانی بخشی از
پروسه نمایشنامه نویسی است که نویسنده قصد دارد از ایده ها
و نقدهای حاضران برای تکمیل اثر خود بهره بگیرند" .
( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
اجرا و کارگردانی نمایشنامه خوانی :
هر چند عده ای همانند بهزاد فراهانی با کارگردانی نمایشنامه خوانی مخالفند * اما میتوان گفت نمایشنامه خوانی شیوه اجرائی بوده و همانند هر شیوه اجرائی دیگر نیازمند کارگردانیست .
پری صابری کارگردان : نمایشنامه خوانی چیزی بین نمایش رادیوئی و اجرا در صحنه است . *
بهروز غریب پور کارگردان : اجرا بدون لباس و طراحی صحنه یعنی نمایشنامه خوانی . *
سهراب سلیمی کارگردان : نمایشنامه خوانی نیاز به واحد دانشگاهی دارد . *
هادی مرزبان کارگردان : نمایشنامه خوانی تئاتر بدون حرکت است . *
نغمه ثمینی نمایشنامه نویس : نمایشنامه خوانی مقدمه ای برای اجراست . *
برای رسیدن به پاسخی درست برای این سوال که آیا نمایشنامه خوانی نیز همانند اجرای صحنه ای نیازمند کارگردانیست میتوان نمایشنامه خوانی را از زوایای مختلف بررسی کرد اما آنچه اصل است نمایشنامه خوانی نیز همانند اجرای صحنه ای قبل از هر چیزی نیازمند تحلیل متن توسط شخصیست که ما او را کارگردان اجرا میدانیم ، چه این اجرا بر روی صحنه باشد و چه نمایشنامه خوانی متن .
مجید حمزه کارگردان : نمایشنامه خوانی مقدمه ای برای شروع تئاتر و ارائه یک نمایش است . *
پریسا پژوهنده کارگردان : در نمایشنامه خوانی بازیگران به خواندن متن محدود میشوند . *
امیر پاکزاد کارگردان : نمایشنامه خوانی شیوه اجرای مدرن از تئاتر و برآمده از محدودیت زمانی و مکانی و حوصله مخاطب میباشد . *
مجید میرزائی کارگردان : نمایشنامه خوانی ارضاکننده نیازهای یک بازیگر و یا کارگردان جسور است . *
باید گفت در اجرا و کارگردانی نمایشنامه خوانی باید محدودیت را پذیرفت ، محدودیتی که با از دست دادن امکانات بازیگری _ بدن _ برای بازیگر و امکانات کارگردانی _ حرکت ، میزانسن ، طراحی صحنه و لباس و نور _ برای کارگردان همراه میباشد و این امر خلاقیت بسیاری میطلبد تا بازیگر و کارگردان بتوانند در غیاب این عوامل متن را آنگونه که نویسنده نوشته به گوش تماشاگر برساند .
" نمایشنامه خوانی در شیوه ی اجرایی تئاتری بوده ، مهمترین المان اجرا در متد نمایشنامه خوانی حضور متن نمایشنامه به عنوان یکی از المانهای صحنه ای در دست بازیگر این متد می باشد ، نمایشنامه خوانی نیازمند صحنه ، نور، ملزومات صحنه ای و طراحی برای اجرا می باشد ، هرچند عده ای نیز با بکار بردن این عوامل در نمایشنامه خوانی مخالفند . خواندن توضیحات مکانی و زمانی و شخصیت ها و همچنین توضیحات حسی یک موقعیت یا شخصیت که در نمایشنامه آورده شده است به عنوان یکی از المانهای اجرا می بایست در اجرای نمایشنامه خوانی حضور داشته باشد .
به صحنه آوردن نمایشنامه و نمایشنامه خوانی آن هرچند دو
مقوله جدا از همند و میتوان آنها را در دوعنوان مختلف جای
داد اما میتوان گفت هردواجرا محسوب میشوند . "
صمد چینی فروشان / سایت سازمان تبلیغات اسلامی )
کارگردانی نمایشنامه برای یک اجرای صحنه ای اصول و مبانی خود را دارد ، در نمایشنامه خوانی نیز 4
با کارگردانی متن مواجهه خواهیم کرد ، البته تفاوتهائی بین کارگردانی صحنه ای و نمایشنامه خوانی وجود دارد .
صمد چینی فروشان در مورد مشابهتها و تفاوتهای کارگردانی نمایشنامه خوانی و صحنه ای میگوید :
" کارگردانی این دو نوع ، علاوه بر مشابهت ها ، تفاوت های
بزرگی به لحاظ فرم ، محدوده و وسعت نیاز به تحرک بصری و
دخالت عناصر دیداری و بیانی - صوتی در انتقال مفاهیم متن
به مخاطب با یکدیگر دارند که حاصل دو رویکرد هنری متفاوت
و دوکیفیت زیبایی شناختی متفاوت است . اجراهایی که بر یک
متن تالیف شده متکی هستند همواره از رهگذرخوانش نمایشنامه
یا خواندن نمایشنامه در جمع توسط بازیگران نمایش آماده اجرا
می شوندبرای کارگردانی نمایشنامه خوانی " فهم متن ، تحلیل
درست وارائه آن از طریق بیان صحیح ، استفاده بجا از مکث و
سکوت ، گفتار آهنگین جذاب ، صدای دلنشین در صورت
لزوم دل ریش کننده ، در طراحی بسیار مینی مال حرکت که
می تواند در جلوه های گوناگون از کاربرد نور ، طراحی مکان
نشستن و کاربرداصوات و نیز استفاده از برخی حرکات ریز
انعکاس یابد .
او ادامه میدهد :
مهمترین تفاوت آنها در میزان حضور فیزیکی -
عین نمایشگر و وابستگی یکی به مطلق تخلیل و ذهن مخاطب
دیگری علاوه بر عناصر صوتی - شنیداری به وجوه بصری -
( رادیویی ) و تکیه دیداری هر چند بسیار مینی مال و ریز
پرداخت ( نمایشنامه خوانی ) است . اما در هر دو نوع تحلیل
صحیح متن ، بیان دقیق متکی بر فهم متن و درک شخصیت ،
بهره گیری از اصوات کمک کننده به تشدید و تقویت ارتباط
ذهنی مخاطب با اثر و درون مایه آن ، الزامات کلیدی هستند
که درفقدان آنها نمایشنامه ازدست میرود و ارتباط قطع
میشود . نمایشنامه خوانی اما به دلیل حضور عینی - فیزیکی
نمایشگر یا بهتر است بگوییم نمایش خوان ، به عنصر نور و
تحرکات جزئی مینی مال بخصوص تحرکات زیر جلدی در
چهره نمایشگر نیز نیاز دارد .
چینی فروشان معتقد است :
در نمایشنامه خوانی فضا توسط
نور ، اصوات ( در صورت لزوم تحلیلی ) و مهمتر از همه
بیان تحلیل شده و درک شده بازیگر یا نقش خوان و نحوه
حضور بسیار ریز و مینی مالیستی او و حس و حال و لحن
اجرا انتقال می یابد . از جریان نمایشنامه خوانی نوبنیاد در
ایران می توان و باید درابعاد گوناگون بهره شایسته گرفت . "
( صمد چینی فروشان / سایت سازمان تبلیغات اسلامی )
با مشاهده آنچه که در ایران اتفاق می افتد میتوان گفت نمایشنامه خوانی گونه ای از اجرای نمایش است که توسط گروهی از نقش خوانهای نشسته در پشت میز اجرا می شود و به امکانات اصلی نمایش صحنه ای نظیر دکور، نورپردازی و .... احتیاج ندارد . هرچند از این ابزارها بصورت مینیمال میتوان استفاده کرد .
برای اجرای نمایشنامه خوانی دو شیوه را میتوان بکار برد :
- خوانش نشسته : دراین گونه از اجرا گروه بازیگران متن را در
دست میگیرند و به صورت نشسته و با بهرهگیری از صدا و
بیان مناسب و رعایت لحن و تاکید درخور آن را روخوانی 5
میکنند . بسیاری بر این باورند که این گونه اجرا نباید چندان
کارگردانی و تصویرسازی شود ؛ بلکه باید بستر را برای تخیل
تماشاگر آزاد گذاشت .
- اجرای متن دردست : این گونه از اجرا در غرب به عنوان
نمایشنامهخوانی به شمار نمیآید . اما این روزها در ایران به
عنوان نمایشنامهخوانی تلقی میشود . اجرای متن در دست در
واقع یک نیمه اجراست و وقتی که امکان اجرای کامل یک اثر
نیست ، میتوان با یک دکور ساده ، لباس و میزانسن آن
نمایشنامه را اجرا کرد .
http://www.dayna.ir/NSite/FullStory/News/?Id=178030 ) )
حوزه هنری آذربایجان غربی از سال 88 اقدام به برگزاری جشنواره نمایشنامه خوانی با نام " طلوع " در شهرستان اورمیه نموده است . در اولین جشنواره طلوع 8 متن اجرا شده اند . در این جشنواره و در اجراهای مختلف نقش خوانها در پشت میزی بر روی صندلی نشسته و از روی متن نمایشنامه را خوانش میکنند . در خوانش نمایشنامه " گاوهائی که فکرهای بزرگی دارند " نوشته رسول بانگین و بکارگردانی بهنام حقیقی سه نقش خوان با لباسهای معمولی خود در پشت میز سفیدی نشسته اند و از روی متنهائی که در دست دارند متن را مورد خوانش قرار میدهند بی آنکه از نور ، موسیقی و طراحی خاصی استفاده ای کرده باشند . اجرای نمایشنامه خوانی نمایشنامه " مسافران " نوشته ... به کارگردانی یوسفعلی دریادل بر روی دو صندلی خالی انجام میشود . نمایشنامه خوانی متن " کوچه " به نویسندگی و کارگردانی علی قبچاق توسط نقش خوانهای نشسته در پشت میزی از روی متن انجام میشود ، در این اجرا از موسیقی هم استفاده شده است .
دلایل رونق نمایشنامه خوانی :
دکتر مهین بهرامی نمایشنامه خوانی را دعوتی از جامعه برای آشنا شدن با مقصد تئاتر و بدست آوردن شناخت ذهنی از هنر نمایش میداند . * دعوتی که انگار از طرف جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است .
امروزه نمایشنامه خوانی در جلسات و جشنواره های مختلفی صورت میگیرد . شاید یکی از دلایل روی آوردن هنرمندان به این شیوه اجرائی عدم توانائی آنها در به صحنه بردن نمایشهائی باشد که قصد دارند آنها را اجرا کنند ، شاید نیز بوجود آمدن یک مکان و بستر تازه برای ارائه آثار است که آنها را به طرف نمایشنامه خوانی سوق داده است .
« بهزاد فراهانی » انحصار امکانات هنرهای نمایشی در دست دولت را یکی از دلایل این امر دانسته میافزاید : « در کشورهایی که دست بخش خصوصی از سرمایه گذاری و تأثیر گذاری در فرهنگ کوتاه است ، جوانان آن به نمایشنامهخوانی روی خواهند آورد . »
و بنابر قول « علی نصریان » بازیگر ، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، چون امکانات این هنر یعنی نمایش به گونهای نیست که همهی متقاضیان بتوانند آثار خود را به منصه ظهور برسانند ، خواه ، ناخواه و بایستی چنین جلساتی شکل گیرد .
هر چه هست _ خوب یا بد _ میتوان گفت امروزه در مکانها و جشنواره های مختلفی میتوان ردی از
نمایشنامه خوانی را دید :
"خوشبختانه به سرعت جلسات نمایشنامه خوانی در مکان های
مختلف صاحب تعریف مشخصی شدند و این جلسات به صورت
موضوعی برگزار شد . نمایشنامه خوانی دانشجویی در جشنواره
تئاتر دانشگاهی و تالار مولوی ، نمایشنامه خوانی مقاومت توسط
انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس ، ادبیات نمایشی دوره قاجار
مرور آثار رادی ، چخوف ، ایبسن ، ادبیات نمایشی فرانسه ، آثار
کمدی و نمایشنامه های کودک و نوجوان ... هر یک 6
موضوعات جلسات نمایشنامه خوانی شدند که اقدامی درست و
تاثیرگذار بود .
این کار باعث شد تا هر یک از این برنامه ها تماشاگران خاص
خود راداشته باشند و پیگیری این جلسات برای مخاطبان مفید
باشد.برگزاری جلسات نقد و بررسی بعد از این نمایشها که توسط
برخی برگزارکنندگان انجام می شود نیز از جمله نکات مثبت این
کار است . "
رسول بانگین نویسنده " گاوهائی که فکرهای بزرگ دارند " میگوید : هر جا امکان اجرا برای آثارم باشد از ارائه اش دریغ نخواهم کرد . بهنام حقیقی کارگردان این اثر نوع نوشته را بیشتر برای نمایشنامه خوانی مناسب میداند و دلیل انتخابش را کم میزانسن بودن متن عنوان میکند . یوسفعلی دریادل کارگردان " مسافران " میگوید : " من این متن را برای صحنه انتخاب کرده بودم اما وقتی دیدم امکان حضور در جشنواره نمایشنامه خوانی وجود دارد شرکت کردم " . علی قبچاق نویسنده و کارگردان نمایشنامه " کوچه " بدست آوردن تجربه در این شیوه اجرائی را دلیل رویکردش میداند و اینکه در هر حال فرصتیست برای اجرا .
کتایون فیض مرندی ( کارگردان و مدرس تئاتر ) میگوید :
" به نظر من نمایشنامه خوانی باید در خدمت معرفی آثار جدید چاپ
شده و نوشته شده در حوزه تئاتر باشد . اما شکل امروزی آن در
کشورما بدلیل آنکه شرایط اجرا برای همه وجود نداشته است
رونق گرفته است . وی می گوید : البته یکسری نیروهای بالقوه با
این کار انرژی صرف می کنند و بهرحال کار می کنند و این
کارشان جای تقدیر دارد اما اینکار بجای آنکه نگره ها و
مولفه های جدید را نشان بدهد و تبدیل به پروسه اجرا و معرفی
آثار بشود و گروه ها را با انگیزه های جدید آشنا بکند ، تبدیل به
یک خوانش ساده شده است .
( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
دلایل دیگری را هم میتوان بعنوان دلیل رونق نمایشنامه خوانی در ایران ذکر کرد :
- معرفی اثر جدید نویسندهای نام آشنا : نمایشنامهخوانی ابزار
مناسبی است تا نویسندگان نام آشنا جدیدترین اثر خود را ، با این
گونه از اجرا ، با نقد و پیشنهاد تعدادی از تماشاگران روبرو و
اثر شایسته و بایستهتری را برای اجرای صحنهای آماده کنند .
- معرفی نویسندهای جویای نام : نمایشنامهخوانی ابزار مناسبی است تا نویسندگان جویای نام به این وسیله آثار خود را معرفی کنند تا کارگردانها و گروههای حرفهای با این نمایشنامهها آشنا و آنها را برای اجرای صحنهای انتخاب کنند .
( 178030http://www.dayna.ir/NSite/FullStory/News/?Id= )
علی قبچاق میگوید : " در حال حاضر در اکثر شهرستانهای ایران حمایت خوبی از اجراهای تئاتری نمیشود ، از یک طرف عدم بلیط فروشی بدلیل نبود تماشگر و از طرف دیگر نبود قرارداد و در صورت وجود آن پایین بودن مبلغ قرارداد باعث شده است کارهای زیادی به صحنه آورده نشوند . اگر چه نمیتوان تئاتر شهرستانهای کوچک را با تئاتر تهران و شهرهای بزرگ مقایسه کرد اما فارغ التحصیل شدن تعداد کثیری شهرستانی تئاتر خوانده ایجاب میکند فکری اساسی برای روی نیاوردن آنها به تهران نمود ، شاید در حال حاضر هنوزبستری مناسب برای به صحنه آوردن نمایش در شهرستانها وجود نداشته باشد اما نمیتوان به فکر آن نبود ، در صورت نبود امکانات به صحنه آمدن تئاتر در شهرستانها میتوان روی به نمایشنامه خوانی آورد . "
البته باید گفت نمایشنامه خوانی درمان درد بی تئاتری شهرستانها نیست ولی میتواند مسکنی باشد از روی 7 ناچاری .
محاسن و معایب نمایشنامه خوانی :
نمایشنامه خوانی در تمامی دورانها توانسته است با کمترین هزینه و امکانات متنهائی را به اجرا درآورد ، هرچند دایره وسعت این اجراها محدودتر از دیگر انواع شیوه های اجرائی بوده باشد .
دکترمهین بهرامی میگوید : " شنیدن نمایشنامه محل آزمون شنیدن است . شناخت طرح ، شکل ذهنی ، حرکت داستان ، نوع روایت ، آراستن کلام ، پالایش زبان ، وقار صحنه و شناخت این اصل مهم : مقصد نویسنده ." *
نمایشنامه خوانی نیز همانند هر پدیده دیگری برای خود طرفدارانی و منتقدانی دارد . عده ای آنرا قبول و عده ای نیز آنرا رد میکنند .
" ظاهرا نمایشنامه خوانی در ذهن بسیاری مقدمه ای بر اجرا است
و در زمان کمبود امکانات و سالن اجرا ، گروه های
نمایشنامه خوانی را نشانی از بقا و حیاتشان در فضای تئاتر
می دانند . وقتی در این برنامه ها اعلام میشود گروه های برگزیده
اجرای عموم خواهند گرفت ، تاکیدی می شود بر بهانه بودن
نمایشنامه خوانی برای اجرای صحنه ای و کمتر کسی توجه
می کند که دلیلی ندارد یک نمایشنامه خوانی موفق یک اجرای
صحنه ای موفق نیز داشته باشد . خوانش گر یک نقش الزاما
بازیگرخوبی برای آن نقش نیست و اصلا شاید متنی که خوانش
میشود مناسب اجرا نباشد . اگر به قواعد و مشخصه های
نمایشنامه خوانی و هدف از اجرای آن آگاه باشیم ، مسلما انتخاب و
اجرای ما شکلی متفاوت خواهد شد و به نظر می آید باید در این
زمینه بررسی دقیق تری انجام داد ویژگی ها : هر چند بر اجرای
نمایشنامه خوانی و اهداف آن نقدهایی وارد است ولی نباید
دستاوردهای این جلسات را نیز از یاد برد . "
رسول بانگین معتقد است اگر نمایشنامه خوانی بتواند افراد بیشتری را بطرف تئاتر بکشاند نه تنها بد نیست بلکه باید از آن استقبال هم کرد . دریادل نمایشنامه خوانی را مقدمه بر اجرای صحنه ای میداند . بهنام حقیقی این شیوه اجرائی را دوست دارد و آنرا یکی از راههائی میداند که میتواند تئاتر را گسترش دهد . علی قبچاق میگوید : " اگر بتوان نمایشنامه خوانی را تمرینی برای بهتر شدن بیان بازیگران فرض کرد میتواند یکی از مراحل به صحنه آوردن متنهای نمایشی باشد ، در نمایشنامه خوانی میتوان بازیگر انتخاب کرد ، بیانش را پرورش داد و او را از نظر بیانی آماده کرد ، میتوان با نمایشنامه خوانی به تحلیل درستی از متن به صورت توافق شده با بازیگر رسید و او را به آن سمتی برد که از نظر کارگردان ایده آل است ، میتوان آثار پرخرجی را در شهرستانهائی که بودجه کمی _ در حد صفر _ برای تئاتر دارند به اجرا درآورد و هنرمندان شهرستانی را با این آثار آشنا کرد ، میتوان نویسندگان تازه کار و جوان را معرفی کرد و با اجرای آثارشان به آنها دلگرمی بخشید ، متن اگرچه بدون اجرا ناقص است اما اجرا فقط به صحنه بردن نیست ، نمایشنامه خوانی نیز میتواند اجرائی تئاتری باشد . "
< اما نقد نمایشنامه خوانی بعنوان یک واحد اخذ شده از تئاتر می تواند نوعی دیالکتیک شنیداری میان متن و تئاتر را معنا سازی کند تا همچنان ذهن و خلاقیت مخاطب و اهالی هنر نمایش را ، تئاتری حفظ کرده و پرورش داده باشد . و این یعنی رونق نمایشنامه خوانی ، رویکردی است ایده آلیستی ارتباط تئاتری با اهالی تئاتر و مخاطب که روزن دیگری است از اندام حیات تئاتر که می توان دم و بازدم تئاتر و مخاطب را در آن به مشاهده و تجربه نشست . از همین منظر واقعیت دیگری را می توان از افق نمایش نامه خوانی نظاره گر بود و آن فاجعه ای است که افول رسانه تئاتر درسکوت صحنه ، که کاهش معنایی و چرایی کم فروغی خود را در اجتماع ایرانی ما بعنوان مخاطب و تولید گر پیام و فهم زیبا شناسانه ی تئاتری نشان می دهد . نمایشنامه خوانی شاید 8 یکی از بهترین موقعیت های روانی برای نمایشنامه نویس است که می تواند در ارتباط با اثر تولید شده اش دربرابر نخستین مخاطبان انتخابی یا سفارشی اش قرار گرفته و رابطه عاطفی خود با اثر را و یا گزارشی از هیجانات هنگام تولید اثر و نیز معرفی برخی از الحان و حسها و سکوت و سکون که بخشی از فضا سازی اثر دراماتیک است در معرض قضاوت دیگران قرار دهد . منظورم از ما در خوانش ، عوامل بازخوان متن نمایشی است که برای من تعریف ، کارکرد و معنایی جز نویسنده اثر ندارد . نویسنده ای که بخشی از توضیحات و انرژی خواندن متن خود را با دیگران تقسیم کرده است و یا آنها را در خواندن متن خود شریک می کند تا از ذوق انها نیزبهره گرفتهباشد .
دکتر قطب الدین صادقی ( نویسنده ، کارگردان و مدرس تئاتر ) شیوه و روش نمایشنامه خوانی را در کشورمان مناسب نمی داند و می گوید :
" نمایشنامه خوانی در حال حاضر در کشور ما نه تنها وضعیت
مطلوبی ندارد ، بلکه مخرب هم هست ،
او می افزاید :
بحث در مورد نمایشنامه خوانی و شیوه درست اجرای آن بحث
کاملا مفصلی است که باید به طور اساسی مورد تحلیل و بررسی
قرار گیرد و در وهله اول تعریف درستی از آن داده شود .
وی معتقد است که نمایشنامه خوانی در حال حاضر در ساختار تئاترما تنها تبدیل به توجیهی شده ، برای کسانی سالن تمرین و اجرای تئاتر ندارند و نمی توانند نمایشی را روی صحنه ببرند . صادقی می گوید :
این افراد سرخودشان را با نمایشنامه خوانی گرم کرده اند
و تاکید می کند که :
نمایشنامه خوانی تئاتر نیست .... شیوه نمایشنامه خوانی ما اساسا
اشتباه است .
از نظر دکتر صادقی نمایشنامه خوانی صحیح شیوه ایست که هنرمندان حرفه ای آثار نویسندگان بزرگ را با آن اجرا میکنند :
نمایشنامه خوانی در اصل بدین صورت است که هنرمندان
حرفه ای نمایشنامه های نویسنده های با استعداد را به این شیوه
می خوانند . در جشنواره های بزرگ مدیران و کارگردانان جهان
دور هم جمع می شوند و اینکار را انجام می دهند تا نویسندگان و
استعدادهای نمایشنامه نویسی شان را معرفی کنند و مورد حمایت
قرار دهند . اما ما در کشورمان در نهایت ساده لوحی داریم آثار
ایبسن و چخوف را در جشنواره های نمایشنامه خوانی مان کار
می کنیم .
صادقی معتقد است که هنرمندان ما اصلا این شیوه را به درستی نفهمیده اند و تنها به این خاطر که بودجه و امکانات و سالن ندارند این شیوه را به عنوان ساده ترین راه انتخاب کرده اند. وی در ادامه صحبت هایش
می گوید :
اینکه عده ای دور هم جمع بشوند و فقط یک نمایشنامه را بخوانند
، کاری را انجام داده اند که در آن نه خلاقیتی وجود دارد و نه
هزینه ای برمی دارد . به نظر من این شیوه جانشین خلاقیت در
نمایش شده و معتقدم که خیلی هم خطرناک است . صادقی معتقد
است که شیوه هنرمندان در اجرای این گونه یک جور ساده اندیشی
خودفریبی است تا برخی افراد بگویند ما بیکار نیستیم . "
کتایون فیض مرندی ( کارگردان و مدرس تئاتر ) هم با شیوه رایج نمایشنامه خوانی در ایران چندان موافق نیست و می گوید :
" نمایشنامه خوانی هم باید به مرحله ای برسد که با شناخت
اولویت های ضرورتهای خودش استقلال پیدا کند و این طورنباشد
که هر نمایشی که امکان اجرا بر روی صحنه را پیدا نکرد
نمایشنامه خوانی بشود . " 9
مهرداد ابروان ( منتقد و مدرس تئاتر ) درسخنانی نظر خود را در مورد نمایشنامه خوانی چنین بیان میکند :
" نمایشنامه خوانی گونه ای از نمایش است که
ما در آن بجای آن که عمل نمایش را بر روی صحنه ببینیم آنرا
می شنویم .
او می افزاید :
نخستین حسن این کار آن است که اولاً
ضرورت اجرای نمایش را به ما گوشزد می کند ؛ مثلاً ما در
تئاتر شهر بارها شاهد این بوده ایم که متنهایی به این صورت
خوانده شده اند و بعداً برای اجرایشان هم تصمیم گیری هایی شده
است . مثلاً "بیتوس بیچاره " کار آقای " حمید مظفری " چند
سال پیش اول در یکی از جلسات نمایشنامه خوانی شد و بعد
مخاطبان اش خواستار این شدند که نمایش به اجرا درآید . اتفاقاً
نمایشنامه خوانی تاکید می کند که اجرای تئاتر چقدر مهم است .
اما بخش دوم قضیه این است که نمایشنامه خوانی فواید مهم
دیگری هم دارد ؛ یک موقع می تواند نویسندگان و استعدادهای
جوان را معرفی کند ، کارهایشان را نقد کند و باعث پیشرفت آنها
بشود . حالا این نویسندگان شاید تا بحال کسانی بوده اند که امکان
اجرای کارشان فراهم نبوده یا اصلا کارگردانی نبوده که کارشان
را اجرا کند . دوم آنکه نمایشنامه خوانی از اجرای صحنه ای
راحت تر است ، بازیگران زمان کمتری برای تمرین نیاز دارند ،
امکانات زیادی برای خواندن آن لازم نیست ، می تواند در یک
سالن کوچک اجرا شود و ... ضمن اینکه از طرف دیگر هم
یکسری از آثار که بهیچ وجه امکان اجرایی ندارند می توانند
براحتی نمایشنامه خوانی شوند . علاوه بر اینها برخی آثار هم
هستند که به لحاظ شرایط ویژه ممیزی امکان اجرای گسترده
صحنه ای را ندارند . ولی در حد خوانده شدن می توان آنها را
مورد استفاده قرار داد . این شکل از کار در همه جای دنیا هم
وجود دارد .
ابروان همچنین می افزاید :
گاهی هم برای
بزرگداشت نویسندگانی که اجرای آثارشان نامقدور است می توان
جلسات نمایشنامه خوانی برگزار کرد که به نظر من خیلی هم مفید
است و می تواند بسیاری از آثار ناشناخته را هم به مخاطبان تئاتر
معرفی کند ."
فرهاد مهندس پور بعنوان یک مخالف با پدیده نمایشنامه خوانی نظرات خود را اینچنین بیان میکند :
" من یکی از افراد معترض به جریان
نمایشنامه خوانی بودم ، زیرا که هدف از انجام این کار برایم
مشخص نبود .درواقع به دلیل وجود نیروهای جوان و وقت آزاد
این افراد و از طرفی کمبود امکانات ، امروزه به شکل
قابل توجهی همه روبه نمایشنامه خوانی آورده اند ، اما بهتر است
قبل از هرکاری مشخص کنیم که چرا چنین اتفاقی می افتد و نقاط
قوت و ضعف آن چیست ، زیرا که امروزه هنر نمایشنامه خوانی
به نوعی از یک اجرای نیمه کامل تبدیل شده است .
او متذکرشد :
برخی معتقدند که نمایشنامه خوانی فرصتی برای تحلیل
اثر آن هاست ، درحالی که در این برنامه های نیمه اجرایی که ما
شاهد آن هستیم یک واسطه میان تماشاگر و متن افتاده است که 10
باعث می شود ما از تحلیل اثر عاجز شویم . اما باز هم گویا
نمایشنامه خوانی ضرورت ها را از دل خود پیدا کردند و افراد
زیادی هستند که از حداقل امکانات قصد دارند بهترین نتیجه را
بگیرند .
مهندس پور با تأکید بر این نکته که نمایشنامه خوانی یکفرآیند آموزشی است اضافه کرد:
در کشورهای غربی برای
آموزش زبان و درک مطلب و بیان ازهنرنمایشنامه خوانی بهره
می گیرند ، اما امروزه این هنر بخش عظیمی از نیروهای ما را
سرگرم خود کرده است و این نگرانی وجود دارد که ما از دل آن
یک آیین بسازیم و در گرو آن اصل اتفاق را فراموش کنیم .
او در پایان گفت :
نمایشنامه همواره در ساحت زبان و ادبیات
اتفاق می افتد ، درحالی که طی جلسات نمایشنامه خوانی های ما ،
این اتفاق حاصل نمی شود . "
ناظرزاده کرمانی ؛ مدرس و پژوهشگر تئاتر؛ عنوان می کند:
" به دلیل کمبود فضا و امکانات موجود در
عرصه تئاتر، هنرمندان ما دست به شکل متفاوتی از
نمایشنامه خوانی می زدند که امروزه یکی از ریختارهای نمایش
ایرانی محسوب می شود و با سنت های پیشین ایرانی مثل
سخن وری همخوانی دارد . آرزو دارم که روزی نمایشنامه خوانی
جایگزین یک تئاتر فقیر نشود زیراکه نمایشنامه خوانی باید استاتیک
ویژه خود را پیدا کند و به جایگاه رفیعی دست یابد ، نه این که در
نبود امکانات اجرای عمومی جایگزینی برای اجرای صحنه ای
شود ، زیراکه نمایشنامه و هنری که بوی فقر و فلاکت بدهد اساسا
اتفاق خوبی نیست " .
مسعود دلخواه ؛ کارگردان و مدرس تئاتر؛ نیز در تأیید صحبت های ناظرزاده یادآور شد :
" اجرای
متن در دست درواقع یک نیمه اجرا است و وقتی که امکان کامل
اجرای یک اثر نیست می توان با یک دکور ساده ، لباس و میزانسن
آن نمایشنامه را اجرا کرد . " >
. ( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
افراد زیادی از اهالی تئاتر در جشنواره های مختلف اقدام به کارگردانی نمایشنامه خوانی کرده اند که در انتهای راه بدلایل مختلفی از حضور خود راضی نبوده اند ، یکی از این افراد خانم فهیمه راستکارست .
فهیمه راستکار معتقد است :
" نمایشنامه خوانی هنوز جایگاه خود
را پیدا نکرده و جدی گرفته نشده است و این باعث می شود
نمایشنامه خوانها متحمل سختی بیشتری شوند تا جائیکه هنوز
فضای مناسبی برای نمایشنامه خوانی در نظر گرفته نشده است ".
شاید جا نیفتادن نمایشنامه خوانی در ایران یکی از دلایلی باشد که اجازه نداده است افراد مختلف چه در حوزه اجرا و چه در حوزه مدیریتی تکلیف خود را با آن بدانند .
« جابر انصاری » نیز نمایشنامهخوانی را در وهلهی اول شیوهای برای معرفی نمایشنامه و نویسنده و 11
در مرحلهی بعد نقد و بررسی اثر دانسته تأکید مینماید : « این مسئله چندان مورد بررسی قرار نگرفته است . » .
در خارج از ایران افرادی نظیر گوته ، پوشکین ، لرد بایرون ، پرس شیلی و توماس هاردی از مخالفان درام های خواندنی هستند ، اما کسانی نظیر چخوف و شکسپیر هم بوده اند که خود متنهای خود را قبل از اجرا خوانش میکرده اند ، البته در خصوص موافقان و مخالفان نمایشنامه خوانی در آنسوی مرزها میتوان تحقیقات مفصلی انجام داد که از حوصله این گزارش خارج است .
شاید بزرگترین ایراد نمایشنامه خوانی زمانی بروز میکند که آنرا درکنار و یا برابر اجرای صحنه ای قرار میدهیم ، کاری که کاملا اشتباه است ، در عالم تئاتر هیچ چیزی نمیتواند جایگاه اجرا در صحنه را بگیرد چرا که متن اصولا برای به صحنه رفتن نوشته میشود و قبل از اجرا ناقص است اما اگر جدا از تقابل نمایشنامه خوانی با رویکرد صحنه ای نمایش به نمایشنامه خوانی بعنوان راهکاری در نبود آن توجه کنیم میتوان گفت این رویکرد جدید تا حدودی قابل قبول خواهد بود . هرچند نمایشنامه خوانی در ذات خود اشکالاتی را نیز داراست ، مثلا ، نمایشنامه خوانی اگر چه میتواند در نبود اجراهای صحنه ای جای خالی آن را تا حدودی پر کند اما این رویکرد در مواجهه با تئاتر مدرن زبانی الکن و ناقص خواهد داشت ، چرا که تئاتر مدرن بیشتر از آنکه شنیداری باشد دیداریست و نیازمند صحنه است .
نمایشنامه خوانی در ایران و جهان :
یونان باستان خاستگاه و خیزشگاه و درواقع مهد تئاتر است . میتوان از خود پرسید " آیا نمایشنامه خوانی در تئاتر یونان شناخته شده بود است ؟ " شاید جواب این سوال را در عمل نتوان یافت اما میتوان گفت نمایشنامه ای همچون " گفتگوهای افلاطون درباره مرگ سقراط " برای خوانده شدن نگاشته شده است .
دکتر ناظرزاده کرمانی در خصوص تاریخچه نمایشنامه خوانی در دنیا میگوید :
" از زمان سنکا در غرب
یک شکل از نمایشنامه با عنوان نمایشنامه خواندنی نوشته می شد و
افرادی که آن را می نوشتند، خود را برای نوعی سخنوری آماده
می کردند .
او ادامه میدهد :
این افراد از چهره های سرشناس
جامعه محسوب می شدند و از شاخه دانش های ادبی برای رسیدن
به مرحله استادی استفاده می کردند و دست به نمایشنامه های
خواندنی می زدند ، مثلاً سناتورها در جامعه غرب از طریق ارائه
خطابه به مرحله سناتوری می رسیدند .
کرمانی در ادامه به شکل دیگری از نمایشنامه خوانی در غرب اشاره میکند و میگوید :
روخوانی یک نمایشنامه که بازهم سخنوری ، سرمایه اصلی آن
محسوب می شد از دیگر اشکال نمایشنامه خوانی است که افرادی
که در هنر نمایش فعال بودند این کار را می کردند ، مثلاً
نمایشنامه نویس بزرگی چون استریندبرگ عادت داشت ،
نمایشنامه های تازه خود را که هنوز به صحنه نرفته اند با یک
روخوانی حرفه ای به معرض دید عمومی بگذارد و کار خود را
مورد نقد و قضاوت مردم و هنرمندان قرار دهد که کم کم این نوع
از نمایشنامه خوانی درغرب مطرح شد .
این مدرس تئاتر تصریح میکند :
این اتفاق در دوره هایی در کافه های هنری که
محل تجمع شاعران ، نویسندگان و هنرمندان بود نیز اتفاق می
افتاد ، اما آن چه که امروز با عنوان نمایشنامه خوانی در ایران
شکل گرفته است مشخصا متعلق به ایران است و یک ژانر 12
متفاوت تلقی می شود که نمونه آن در خارج از کشور وجود
ندارد . "
( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
نمایشنامه خوانی یکی از تازه ترین رویکردهای تئاتری کشورمان میباشد که در این سالها شکل گرفته و برای خود مسیری غیر از یک اجرای صحنه ای را انتخاب نموده است .
شاید بتوان گونه های قدیمی قصه گویی در ایران را با این رویکرد تئاتری هم خانواده خواند ، گونه هائی نظیر " حملهخوانی " " خنیاگرانی " " نقّالی ، بَرخوانی ، داستانگزاری " " حمزهخوانی " و قبل از همه اینها بدلیل قدمت و پیشینه تاریخی چندهزارساله اجراهای قصه های فولکولوریک آذربایجان و ترکان ایران توسط " آشیقها و اوزانها " . قوپوز _ ساز آشیقهای ترک آذربایجان _ تنها ساز ایرانیست که آنرا بر روی سینه قرار داده و مینوازند ، نقاشیهای حک شده بر روی سنگها و کاسه های مانده از هزاران سال پیش در نواحی مختلفی از ایران آشیقهائی را نشان میدهد که قوپوز مینوازند . آشیقها داستانهای عاشقانه ، حماسی ، دینی و ... خود را همراه با نواختن ساز بصورت آهنگهای آشیقی میخوانند و شعر و قصه ترانه خوانده شده را دوباره بصورت " گفتاری غلوشده " و بدون آواز بازگو میکنند ؛ شاید بتوان گفت نوعی خوانش از متن قصه شفاهی . با گذر از تاریخ میتوان به زمان حال رسید و قصه گوها را در لباسهای مختلفی دید که در میدانها ، بازارها ، گذرگاهها ، قهوهخانه ها و دیگر محلهای تجمع افراد اقدام به خوانشی از قصه میکنند .
خانم راضیه برومند اولین نمایشنامه خوانی در ایران را مربوط به سال 42 میداند . **
دکتر مهین بهرامی میگوید : " روخوانی نمایشنامه در " خانه هنرمندان " به ابتکار هیئت مدیره نمایشنامه نویسان آغاز شد . " *
فرهنگسرای نیاوران از سال 83 بصورت رسمی جلسات نمایشنامه خوانی را برپا مینماید . *
" « دکتر اردشیر صالحپور » مدرس تئاتر اولین جلسه نمایشنامهخوانی به مفهوم امروزین را متعلق به « بابک محمدی » با همراهی گروه هنری « گلاب آدینه » در فرهنگسرای نیاروان میداند .
" « بابک محمدی » دانش آموختهی سینما در اتریش و فعال تئاتری کشور، سابقه روخوانی نمایش را مربوط به سالهای بسیار دور در غرب دانسته و میگوید : « در خانوادههای اشرافی و سلطنتی اروپا رسم بر این بوده که هنر پیشگان قوی و خوش صدا متون نویسندگان بزرگ را میخواندند که این طریق قرائت محدود به اشراف میشده ، اصولاً در تاریخ تئاترهای بزرگ و مضامین آن متعلق به اشراف بوده » وی در زمینهی سیر تحولی پدیده نمایشنامهخوانی میافزاید: « به تبع مسائلی که ذکر شد ، ادبیات کافهای رسم شد ، مثلاً در همین « کافه نادری » تهران عدهای نویسنده وجود داشتند که داستانهایی را درون کافه مینوشتند و همان جا قرائت میکردند ؛ در زمان کریسمس ، در اروپا هنرپیشگان مشهور و توانمند متن هایی را به تنهایی برای مردم روخوانی میکردند . »
« سیروس ابراهیم زاده » بازیگر تئاتر و سینما نیز ضمن تأئید گفتههای بابک محمدی میافزاید: « این فرم نمایشنامهخوانی از سنت کافه نشینی بوجود آمده است ؛ چرا که پاتوقهای اهل تئاتر مرکز تبادل اندشه است . »
اما دکتر « اردشیر صالحپور» مدرس تئاتر خاستگاه نمایشنامهخوانی را اینگونه تبیین مینماید : « ظاهراً برای نخستین بار در اتریش بعضی از هنرپیشههای مشهور تئاتر که برای استراحت و گذراندن تعطیلات در هتلها به سر میبردند هنگام اوقات فراغت شبانه در لابی هتلها ، تکههایی از متن نمایشنامههای مورد علاقهی علاقمندان را برای آنها قرائت میکردند که این خوانش با ذوق ، مهارت و خلاقیت هنری ایشان همراه بودو امروزه این پدیده در ایران به نام « نمایشنامهخوانی » باب شده است . » . "
در مورد تاریخ دقیق و چگونگی شروع نمایشنامه خوانی در ایران با قاطعیت نمیتوان اظهار نظر کرد چرا که تمامی اظهارنظرها بدون سند و مدرک معتبر و ثبت شده در زمان اشاره شده میباشد .
« دکتر ناظر زاده کرمانی » در ارتباط با آغاز نمایشنامهخوانی در ایران میگوید :
« برای اولین بار در دههی 70 در یک جلسه ی سخنرانی متوجه
شدم اساساً چیزی به نام نمایشنامهخوانی در ایران متداول 13
نیست ، به همین جهت در آن جلسه که معاونت هنری وزارت
فرهنگ وارشاد اسلامی وقت نیز حضور داشتند طرح
نمایشنامهخوانی و پیشنهاد برگزاری کارگاههای نمایشی را ارائه
کردم . » .
ایشان معتقد است آنچه که امروزه به عنوان نمایشنامهخوانی در ایران شکل گرفته است مشخصاً متعلق به ایران است و یک ژانر متفاوت تلقی میشود که نمونه آن در خارج از کشور وجود ندارد .
" برخی به اجرای نمایشنامه خوانی در سال 1342 نیز اشاره
کرده اند و این نشان می دهد برنامه ای با عنوان نمایشنامه خوانی
هرچند با شکل های مختلف در طی سال های گذشته همواره
برگزار شده است . شاید بتوان گفت گسترش و جدی شدن اینگونه
نمایشی ، یا بهتر است بگوییم ادبیات نمایشی ، به چند سال اخیر و
اوایل دهه 80 بر میگردد . در آن زمان برنامه های ماهانه و
پراکنده ای توسط کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر در خانه
هنرمندان ایران انجام می شد . ولی از فروردین سال 88 در
تئاتر شهر ، برنامه های هفتگی نمایشنامه خوانی با عنوان "
عصری با نمایش " به صورت مستمر و جدی آغاز شد و توانست
تاثیر مناسبی بر مخاطبان و فضای تئاتر بگذارد . عصری با
نمایش طی سه سال ( از 81 تا 83 ) و با 9 فصل اصلی و سه
فصل دانشجویی هر هفته علاقمندان زیادی را به کافه تریای سالن
اصلی تئاتر شهر کشاند . در همان زمان دو دوره جشنواره
نمایشنامه خوانی در سال ها 81 و 82 در بیست و یکمین و بیست
و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نیز برگزار شد . از آن
زمان جلسات نمایشنامه خوانی متفاوتی در تهران و شهرستان ها
انجام شد که بعضی از آنها همچنان ادامه دارد . "
امروز در ایران نمایشنامه خوانی در جشنواره های مختلفی انجام میشود و برای خود بستری جداگانه از اجرای صحنه داراست . در آذربایجان غربی حوزه هنری از دو سال قبل هر سال اقدام به برگزاری جشنواره نمایشنامه خوانی میکند اما اداره ارشاد اسلامی در این خصوص تاکنون کاری انجام نداده است .
نتیجه :
در بعضی از جوامع مردم درد نان دارند ، در بعضی درد نام ، گاهی در جامعه ای این درد درد فرهنگ است ، درد تمدن است ، درد ... ، در هر حال هر جامعه ای دردهای خاص خود را دارد ،،، بعضی از این جوامع درد تئاتر دارند . برای رونق تئاتر در کشوری که مردمانش در وسعتی حجیم درد تئاتر ندارند و تئاتر دغدغه عده کمی از افراد جامعه است باید فرهنگ رفتن به تئاتر و دیدن نمایش را بوجود آورد ، این امر مستلزم استفاده از تمامی راهکارها و امکانات موجود آن جامعه میباشد .
علاوه بر ایجاد بستر مناسب و آموزش فرهنگ دیدن تئاتر یکی دیگر از راههای رونق دادن به تئاتر اجرای بیشتر و بیشتر کارهای بزرگ میباشد ، کارهائی که توسط بزرگان تئاتر به نگارش درآمده اند و در عالم تئاتر برای خود جایگاهی ویِژه دارند . اجرای این آثار به دفعات متعدد با توجه به بضاعت فعلی تئاتر دست کم در شهرستانها ممکن نیست . میتوان از راههای کم هزینه تر با آثار تازه نوشته شده نویسندگان بی نام و نشان و همچنین آثار باارزش بزرگان تئاتر آشنا شد ، نمایشنامه خوانی یکی از این راهها میباشد .
" امروز و آینده : به یقین برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی
تاثیر مناسبی بر بالا بردن سطح آگاهی تماشاگران و در کل قدم
ارزشمندی در تئاتر کشور است ، ولی نباید از یاد برد که
نمایشنامه خوانی را فقط به عنوان نمایشنامه خوانی بپذیریم و 14
به دنبال فواید و اهداف خود آن باشیم . قرار نیست این کار
بهانه ای برای اجرا باشد و یا حتی جای آن را بگیرد .
نمایشنامه خوانی اقدامی است برای معرفی یک اثر، خصوصا اثر
چاپ نشده و تازه به نگارش درآمده ، و فرصتی است تا مخاطبان و
علاقمندان جدی تئاتر با نمایشنامه ها و نویسندگان جدید آشنا شوند و
نباید از آن انتظار یک اجرای کامل را داشت . "
ما باید نمایشنامه خوانی را بعنوان اجرائی از نمایشنامه در نبود امکان اجرای صحنه ای قدر بدانیم و در اعتلای آن بکوشیم . البته اگر نگاهی ایده آلیستی به تئاتر داشته باشیم و هیچ انعطافی را در برابر عوامل تاثیرگذار برنتابیم باید بگوئیم نمایشنامه خوانی هرگز نمیتواند کمبود اجرای صحنه ای را جبران کرده ، جایگزینی برای آن باشد .
« بابک محمدی » میگوید : « ... دیگران – چه در خارج و چه داخل - سالها روی نمایشنامهخوانی زحمت کشیده اند . اگر ما پس از مدتی بازی به هر جهت از کنارش عبور کنیم ، اصلاً کار درستی انجام نداده ایم ما باید ابتدا پایه بازی را بیاموزیم ، بعد با اندیشه خود در تکامل آن بکوشیم . اگر راه را غلط بپیمائیم ، در جا میزنیم و پیشرفت هم نخواهیم داشت و در برخورد با افرادی که این کار را انجام دادهاند جدی گرفته نمی شویم . » .
قدمهای اول چه درست و چه غلط برداشته شده اند ، اگر قدمهای بعدی هم برداشته شوند ، البته با فرض درستی آنها ، میتوان امیدوار بود ، امیدوار به این که نمایشنامه خوانی در کنار اجرای صحنه ای نمایشنامه ها دنیای تئاتر را به زندگی ما بیاورد . نمایشنامه خوانی هرگز نخواهد توانست جای و جایگاه اجرای صحنه ای را از آن خود کند ، پس چه بهتر که در فکر جای و جایگاه خود باشد ، جائی در کنار اجرای صحنه ای .
جایگاهی که در زیرمتن خبر زیر میتوان آنرا تصور کرد البته " اگر این کاروان به بیراهه نرود " :
" به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر ، " مهدی گلیج " در گفتوگو با روابط عمومی پنجمین جشنواره نمایشنامه خوانی مولوی گفت : « پنجمین جشنواره نمایشنامهخوانی مولوی که تاکنون 13 جلسه آن در سالن اصلی تئاتر مولوی برگزار شده ، ناگزیر با وقفه مواجه میشود و زمان و چگونگی ادامه آن در آیندهای نزدیک به اطلاع دانشجویان، اساتید و علاقهمندان نمایشنامهخوانی مولوی خواهد رسید . »
وی با اشاره به فراز و نشیبهایی که این جشنواره طی 5 دوره برگزاری با آن مواجه بوده گفت : « خوشبختانه جشنواره نمایشنامهخوانی مولوی به عنوان یکی از تخصصیترین جشنوارههای این حوزه که معرفی نمایشنامهنویسان و مترجمان جوان کشور یکی از اهداف آن به شمار میرود با استقبال گستردهای در بین علاقهمندان هنر نمایش روبروست . در دوره پنجم 25 عنوان از بهترین آثار دانشجویان تئاتر و نویسندگان جوان کشور به علاوه متون ترجمه شده آنان انتخاب شدند تا در 3 فصل خوانده شوند . تاکنون 13 نمایشنامه خوانده شده و مابقی آثار طبق جدول زمانبندی تا پایان نیمه اول سال خوانده خواهند شد . »
وی افزود : « این جشنواره به عنوان حرکتی علمی و پژوهشی با حضور تعدادی از هیات علمی دانشگاه شکل گرفته و ضمن توجه به ارتقاء نمایشنامهنویسی کشور، فرصتی برای ارائه آثار دانشجویان و مواجهه با تماشاگران حرفهای تئاتر به شمار میرود . » .
( سایت ایران تئاتر )
پس در شرایط فعلی میتوان گفت نمایشنامه خوانی در نبود اجرای صحنه ای غنیمت بزرگیست :
" حال که پرنده ای نیست بگذار درخت خود بخواند . " *
ما نیازمند تئاتریم ، تئاتری که دردهای اینجائیمان را با مرحمهای درمانگر افسون شده و سحرآمیز 15 درمانی شایشته نماید ، تئاتری که بتواند افقهای بازتری از زندگی جدید و مدرن را برایمان بگشاید ، تئاتری که بتواند درهای تازه ای از شکوفائی و سعادت را برویمان باز کند ، تئاتری که پنجره ای باشد به آسمان آبی آبی سرشار از ابدیت ، تئاتری که رهگشای راههای نارفته ای باشد که در انتهای آن راهها سعادت چشم انتظار آدمیانست ، تئاتری که نجاتگر باشد و منجی ،،، ما نیازمند چنین تئاتری هستیم و برای داشتن آن میبایست از تمامی امکانات و تمامی رویکردها و راهکارها استفاده کنیم . ما برای زنده کردن تئاتر در این سرزمین که تئاتری مریض و در حال مرگ دارد باید که تلاشی مضاعف نمائیم . برای رسیدن به مرزهای مقبولیت و قابل قبول بودن هیچ کوششی بیهوده نیست ، هیچ کاری بی ارزش نیست ، هیچ راهی بدردنخور نیست . برای ساختن تئاتر از تمامی راهکارها و امکانها باید استفاده کرد . نمایشنامه خوانی یکی از این راهکارهاست .
باید که نمایشنامه خوانی را قدر بدانیم .
منابع و مآخذ:
( 140 http://puche.blogfa.com/post-aspx )
( 178030http://www.dayna.ir/NSite/FullStory/News/?Id= )
( سایت سازمان تبلیغات اسلامی )
( سایت ایران تئاتر )
* جزوه نخستین جشنواره نمایشنامه خوانی بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران .
** روزنامه شرق . 4 بهمن 1383 .