درام

متنهای دراماتیک

درام

متنهای دراماتیک

بازم گوی ...

مریم

- گل مهربان رویاهایم

مخملین یادهایم ز تو حدیث مهر خواهد سرود

به شبی که شب پره ها در خوابند

و در انتهای دیدارمان در آنسوی قاب چشمان تو

من به خوابم آلونکی خواهم ساخت پر سرود و پر ترانه

وه که چه شوقی دارم به بودن با تو و گم شدن در موج گیسوان مواجت

عشق  را به طلوع مهر دیدگانت بسته میبینم

بازم گوی

بگیرم بدست ساز مانده بیادگار از نیاکان را ؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد